اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تتمّۀ بحث حدیث «سعه» و شروع بحث حدیث «اطلاق»

0
اصول
اصول

دلالت حدیث سعه بر برائت محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی پس از بررسی احتمالات مختلف در معنای حدیث «الناس فی سعة ما لا یعلمون»، دیدگاه مختار خود را درباره مفاد روایت بیان می‌کند و توضیح می‌دهد که تعبیر «سعه» برخلاف حدیث رفع صرفاً ناظر به رفع عقاب نیست، بلکه بر جعل اباحه و توسعه برای مکلف دلالت دارد. سپس با بررسی روایات «الأشیاء مطلقة ما لم یرد علیک أمر و نهی» و «کل شیء مطلق حتی یرد فیه نص»، ارتباط این روایات با حدیث سعه و جایگاه آنها در ادله برائت تبیین می‌شود. در ادامه، شمول این روایات نسبت به شبهات حکمیه و موضوعیه بررسی شده و نقدی بر تفکیک رایج میان این دو نوع شبهه ارائه می‌گردد. بخش پایانی جلسه به شیوه صحیح جمع میان روایات سعه و روایات احتیاط اختصاص دارد و نشان می‌دهد که این دو دسته روایت لزوماً متعارض نیستند و هر یک ناظر به حوزه‌ای خاص‌اند.

تتمّۀ بحث حدیث «سعه» و شروع بحث حدیث «اطلاق»

5
  • یک نکتۀ ظریفی که در اینجا هست و می‌توانیم استفاده بکنیم این است که حضرت نمی‌فرماید: مادامی که امر به حکم واقع در اینجا نیامده است یا واقع برای تو روشن نشده است ما لَم یَنکَشِف لَک الواقع ما لَم یَنکَشِف لَک الحکم [بلکه] می‌فرماید: امر و نهی نیامده، این منافاتی با ادلّۀ احتیاط ندارد؛ یعنی ادلّۀ احتیاط هم دلالت بر امر و نهی می‌کند ولو اینکه امر و نهی‌اش طریقی باشد نه‌اینکه نفسی باشد.

  • این یک نکته‌ای است که از این روایت در اینجا استفاده می‌کنیم. گرچه این‌طرف آن‌هم همین‌طور است «و کلُّ شیءٍ» دیگر اصلاً جعل حلّیت کرده است؛ دیگر به صراحت جعل کرده است؛ «و کلُّ شیءٍ فیه حلالٌ و حرامٌ فَهو لَکَ حلالٌ ابداً» ـ این بحثش گذشت و این بحث را خواندیم که خصوصیت «فیه حلالٌ و حرامٌ» چیست، دخالت نوعی دارد و در اینجا نوع را داخل کند و آن قید آن نوع راخارج می‌کند و اینها ـ یعنی این برای شما حلال است مادامی که حرام را بعینِهِ ندانید. گفتیم که این هم بر شبهات موضوعیه دلالت می‌کند و هم بر شبهات حکمیه دلالت می‌کند در جایی که اشتراک نوعی باشد. این بحثش گذشت و این دیگر در اینجا تصریح است.

  • روایت دوم

  • روایت دوم روایت غوالي اللئالي1 است:

  • قال الصّادقُ عَلیهِ السَّلامُ: کُلُّ شَیءٍ مُطلقٌ حَتَّی یَرِدَ فیه نَصٌ.2

  • این‌هم شبیه همان روایت بالاست بلکه حتی کمی دلالتش اوضح است و آن روایت «الأشیاءُ مطلقةٌ» دارد ولی این «کُلُّ شیءٍ» دارد لذا هم دلالتش مطلق است و هم اینکه «حَتی یَرِدَ فیه نصٌ» دارد یعنی نصّ به‌خصوصی نسبت به آن بیاید و اینکه «یَرِدَ فیه نصٌ» دلالت می‌کند بر اینکه مسئله یک مقداری وسیع است یعنی حتی دلالات اجمالی و ابهامی و اینها منجّز نیستند بلکه باید نصّ باشد و تصریح باشد و اگر در یک جا راجع به مسئله نصِّ کافی نبود یا اجمال داشت، تعارض بین ادلّه بود، مقام ابهام بود، مقام تعارض بود، در اینجا چون نصّ نیست لذا الزامی هم در اینجا وجود ندارد.

    1. نام دیگر کتاب عوالي اللئالي است. (محقق)
    2.  عوالي اللئالي، ج ۲، ص 44؛ بحار الأنوار، ج ۲، تتمة أبواب العلم، باب ما یمكن أن یستنبط من الآیات و الأخبار من متفرقات مسائل أصول الفقه، ص ۲۷4، ح 3.
      ترجمه: «امام صادق عليه‌السّلام: هر چيزى مطلق (آزاد) است تا آن كه درباره آن سخنى [از معصوم عليه‌السّلام] برسد.» (محقق)