
تتمّۀ بحث حدیث «سعه» و شروع بحث حدیث «اطلاق»
دلالت حدیث سعه بر برائت محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی پس از بررسی احتمالات مختلف در معنای حدیث «الناس فی سعة ما لا یعلمون»، دیدگاه مختار خود را درباره مفاد روایت بیان میکند و توضیح میدهد که تعبیر «سعه» برخلاف حدیث رفع صرفاً ناظر به رفع عقاب نیست، بلکه بر جعل اباحه و توسعه برای مکلف دلالت دارد. سپس با بررسی روایات «الأشیاء مطلقة ما لم یرد علیک أمر و نهی» و «کل شیء مطلق حتی یرد فیه نص»، ارتباط این روایات با حدیث سعه و جایگاه آنها در ادله برائت تبیین میشود. در ادامه، شمول این روایات نسبت به شبهات حکمیه و موضوعیه بررسی شده و نقدی بر تفکیک رایج میان این دو نوع شبهه ارائه میگردد. بخش پایانی جلسه به شیوه صحیح جمع میان روایات سعه و روایات احتیاط اختصاص دارد و نشان میدهد که این دو دسته روایت لزوماً متعارض نیستند و هر یک ناظر به حوزهای خاصاند.
تتمّۀ بحث حدیث «سعه» و شروع بحث حدیث «اطلاق»
توضیحات:
دلالت حدیث سعه بر برائت محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی پس از بررسی احتمالات مختلف در معنای حدیث «الناس فی سعة ما لا یعلمون»، دیدگاه مختار خود را درباره مفاد روایت بیان میکند و توضیح میدهد که تعبیر «سعه» برخلاف حدیث رفع صرفاً ناظر به رفع عقاب نیست، بلکه بر جعل اباحه و توسعه برای مکلف دلالت دارد. سپس با بررسی روایات «الأشیاء مطلقة ما لم یرد علیک أمر و نهی» و «کل شیء مطلق حتی یرد فیه نص»، ارتباط این روایات با حدیث سعه و جایگاه آنها در ادله برائت تبیین میشود. در ادامه، شمول این روایات نسبت به شبهات حکمیه و موضوعیه بررسی شده و نقدی بر تفکیک رایج میان این دو نوع شبهه ارائه میگردد. بخش پایانی جلسه به شیوه صحیح جمع میان روایات سعه و روایات احتیاط اختصاص دارد و نشان میدهد که این دو دسته روایت لزوماً متعارض نیستند و هر یک ناظر به حوزهای خاصاند.
تتمّۀ بحث حدیث «سعه» و شروع بحث حدیث «اطلاق»
11منبابمثال امیرالمؤمنین علیهالسّلام یک روایتی را در اینجا بیان کرده است و امام صادق علیهالسّلام بعد از صد سال خلافش را گفته است؛ آیا امام صادق در اینجا اشتباه کرده است یا امیرالمؤمنین؟! نعوذ بالله، هیچکدام اشتباه نکردهاند «کُلُّهم نورٌ واحد»1 همۀ اینها یک حرف میزنند و یک کلام دارند. حتی از امیرالمؤمنین هم روایات احتیاط داریم در آن سوقی که حرکت میکرد و در بازار و امثالذلک. اینکه دو مورد مخالف از یک امام یا از دو امام نسبت به یک حکم یا نسبت به موضوع بیان بشود وجه آن چیست و چگونه ما باید این مسئله را حمل کنیم؟!
هیچ شکی نیست که با توجه و بذل عنایت به آنچه را ما در مورد «ما لا یَعلمون» در آنجا عرض کردیم که اگر منظور از «ما» حکم واقع باشد چه اشکالاتی لازم میآید ـ چهار یا پنج اشکال مطرح کردیم ـ قطعاً باید منظور از «ما» را چه موصوله و چه ظرفیه در حدیث سعه، بر تکلیف حمل کنیم و بگوییم: الناسُ فی سعةِ مِن تکلیفهم حتی یَعلَمُ تکلیفهم؛ مردم در سعه هستند تا مادامی که تکلیفشان را بدانند. اگر ما اینطور گفتیم، دیگر تعارضی با ادلّۀ احتیاط ندارد؛ یعنی ادلّۀ احتیاط منوط میشود به آن مواردی که حدیث سعه شامل آنها نمیشود. یعنی از یک طرف میبینیم «الناسُ فی سعةٍ» و میبینیم در شبهات موضوعیه یا در شبهات حکمیه حضرت بیان کرده و گفته است که در این مورد اشکال ندارد. یا «الأشیاءُ مُطلَقةٌ ما لَم یَرِد علیکَ أمرٌ و نَهیٌ» همۀ اشیاء مطلق هستند تا مادامی که شما علم به حرمت پیدا بکنید، تا مادامی که شما علم به تکلیف پیدا کنید؛ از یک طرف ما میبینیم که ائمه علیهمالسّلام در شبهات حکمیه و همینطور در شبهات موضوعیه قائل به توسعه هستند و نهتنها رفع ضیق بلکه جعل سعه را در اینجا دارند و از یک طرف ما ادلّۀ احتیاط را در اینجا میبینیم که الزام در ادلّۀ احتیاط هست نه سزاوار بودن، ینبغی، یُستَحسَن، یُستَحب، یَتَرجَّح و امثالذلک را بیان میکند. حضرت الزام را در ادلّۀ احتیاط بیان میکند.
- کفایة الأثر، ص 71، با قدری اختلاف
