
بررسی حدیث «الأشیاءُ مُطلَقةٌ...» (1)
حدیث «الأشیاء مطلقة» و معیار جهل به حکم شرعی، محور اصلی این جلسه از درس اصول فقه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان با بررسی دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی درباره روایت «الأشیاء مطلقة ما لم یرد علیک أمر و نهی»، به تفاوت معنای «ورود» و «صدور» حکم شرعی میپردازد و اشکالهای مطرحشده از سوی آیتالله حکیم را تحلیل میکند. در ادامه، بحث بر این متمرکز میشود که ملاک جریان برائت، صرف صدور حکم از شارع است یا آگاهی و دسترسی مکلف به آن حکم. سپس مسئله تعارض روایات، علم اجمالی، عدم وصول حکم و تأثیر آنها در تحقق جهل به حکم بررسی میشود. بخش پایانی جلسه نیز به بحث اصل مثبت و نقش استصحاب در اثبات موضوع برائت اختصاص دارد و نشان میدهد که محور اساسی روایت، مجهول بودن حکم برای مکلف است، نه صرف عدم صدور یا عدم ورود نهی.
بررسی حدیث «الأشیاءُ مُطلَقةٌ...» (1)
4مگر روایاتی را که ما از ائمه علیهمالسّلام داریم تمام این روایات متواتر هستند؟! نه اغلب این روایاتی که از ائمه در احکام هست روایات آحاد است؛ ولی بهمحض اینکه امام به یک فرد ثقه یک حکمی را بیان میکند آن ورود در اینجا محقق است. امام برای محمد بن مسلم یک روایتی را بیان میکند خب محمد بن مسلم میآید به بقیه میگوید. درست شد؟!
پس ورود به این معنا نیست که باید مجیء باشد، صدور به این معنای نفس ظهور عن الشیء و بدون حضور در مجتمع و حالا بِواسطة أو بِلا واسطه، این معنا نیست. صدوری که در اینجا مدّنظر است نَفسُ الورود است؛ یعنی نفس ظهور و حکایت و کلام امام علیهالسّلام و شارع در بیان حکم به یک نفر یا به افراد ورود میگویند. اما اینکه امام علیهالسّلام فقط بنشیند و این حکم حرمت خمر و زنا و سرقت را خودش بیان کند بدون اینکه کسی بشنود، خب این صدور نیست؛ یااینکه امام علیهالسّلام به یک فرد بگوید ولی به او سفارش و توصیه کند که این را افشاء نکند اینهم باز صدور نیست؛ چون امام علیهالسّلام در مقام یا حکایت تشریع است ـ تشریع اختصاص به رسول خدا دارد و او در مقام تبیین است ـ و شخصی که در مقام تشریع است و یا در مقام تبیین است صَدَرَ عنه به معنای بَرَز و ظَهَر عنه فی المجتمع است؛ نهاینکه فرض کنید یک فرد خاص و یک قضیۀ شخصیه در اینجا بخواهد باشد و امام راجع به آن قضیۀ شخصیه بخواهد یک امری بکند، به این که صدور نمیگویند؛ بلکه به این، حکم خاص به یک نفر میگویند مانند احکام شخصیه؛ در احکام شخصیه صدور معنا ندارد. ظهور صدور از امام یا از رسول عبارت از ابراز و اظهار حکم در مجتمع است.
پس اشکال به مرحوم آخوند وارد نمیشود؛ اینکه مرحوم آخوند میفرمایند: درصورتی است که ورود در اینجا به معنای صدور باشد نه به معنای وصول، که اگر به معنای وصول باشد روایت شامل نمیشود، این کلام صحیحی است و از این نقطهنظر به این کلام مرحوم آخوند اشکال وارد نمیشود.
