
بررسی حدیث «الأشیاءُ مُطلَقةٌ...» (1)
حدیث «الأشیاء مطلقة» و معیار جهل به حکم شرعی، محور اصلی این جلسه از درس اصول فقه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان با بررسی دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی درباره روایت «الأشیاء مطلقة ما لم یرد علیک أمر و نهی»، به تفاوت معنای «ورود» و «صدور» حکم شرعی میپردازد و اشکالهای مطرحشده از سوی آیتالله حکیم را تحلیل میکند. در ادامه، بحث بر این متمرکز میشود که ملاک جریان برائت، صرف صدور حکم از شارع است یا آگاهی و دسترسی مکلف به آن حکم. سپس مسئله تعارض روایات، علم اجمالی، عدم وصول حکم و تأثیر آنها در تحقق جهل به حکم بررسی میشود. بخش پایانی جلسه نیز به بحث اصل مثبت و نقش استصحاب در اثبات موضوع برائت اختصاص دارد و نشان میدهد که محور اساسی روایت، مجهول بودن حکم برای مکلف است، نه صرف عدم صدور یا عدم ورود نهی.
بررسی حدیث «الأشیاءُ مُطلَقةٌ...» (1)
3اشکال آیةالله حکیم بر مرحوم آخوند
مرحوم آقای حکیم در مستمسک یک اشکالی را بر این کلام مرحوم آخوند وارد میکنند که اینکه ایشان میفرمایند: معنای ورود عبارت از همان صدور است والاّ اگر معنای ورود وصول باشد این در اینجا محل اشکال است؛ بهخاطر اینکه اگر همان صدور منظور باشد، در اینجا روایت تام است اما اگر به معنای وصول باشد لِقائلٍ أن یقول که اگر به معنای وصول باشد نه به معنای صدور، اگر به معنای صدور باشد ولو اینکه از پیغمبر و یا شارع صادر شده باشد، ولکن به ما واصل نشده باشد این در اینجا مشمول روایت نخواهد شد؛ بهجهت اینکه قطعاً ـ ایشان میفرمایند ـ ورود با صدور تفاوت دارد؛ چون ورود عبارت از دخول و حضور است، عبارت از جریان و مجیء است؛ ﴿وَلَمَّا وَرَدَ مَآءَ مَدۡيَنَ﴾1 یعنی وارد شدند، یعنی حضور پیدا کردند، این معنای ورود است؛ اما صدور، صرف ظهور یک شیء از آن فاعل به معنای صدور است؛ صَدَر عَنه یعنی از او صادر شد، از او ظهور پیدا کرد؛ اما معنای ورود این نیست بلکه معنای ورود این است که بیاید و برسد. این معنای ورود است و اینکه ورود را ما به معنای صدور بگیریم، محل اشکال است. این کلام و اشکال مرحوم آقای حکیم به ایشان است.2
پاسخ به اشکال آیةالله حکیم
در جواب این اشکال باید گفت که همان مطلب مرحوم آخوند صحیح است؛ چون جهت این است که ما باید اصل صدور یا اصل ورود را در مانحنفیه قیاس کنیم که در مانحنفیه صدور از شارع به چه معناست؟ یااینکه ورود از شارع به چه معناست؟ بله، ورود از این نقطهنظر در معنای لغوی به معنای حضور و دخول است. وَرَد عَلَیَّ أی حَضَر عندی به معنای ورود است و صَدَر در اینجا معنا ندارد؛ صَدَر در اینجا به معنای دیگری است و ورود در اینجا به معنای حضور و مجیء است؛ الاّ اینکه در مانحنفیه باید ببینیم که آیا نفس صدور یک حکم از ناحیۀ شارع، بدون جهت ورود، آیا صدور صدق میکند یا صدق نمیکند؟! یعنی اگر شارع در اتاقش بنشیند و بدون اینکه شخصی حضور داشته باشد، مدام بگوید: ﴿أَحَلَّ ٱللَّهُ ٱلۡبَيۡعَ وَحَرَّمَ ٱلرِّبَوٰاْ﴾3 خب تا کسی نشنود، این صدور در اینجا چه فایدهای دارد؟! هیچ معنایی ندارد. پس صدور در شارع درصورتی صدور است که به معنای ورود در مجتمع باشد. این را صدور میگویند؛ صَدَر عَن الشارع یعنی شارع بیاید و حکم را به نحوی بگوید که این حکم در مجتمع بیاید و بهصرف گفتن به یک شخص هم ورود کفایت میکند؛ چون شخص هم میآید این حکم را ابلاغ میکند.
- سوره قصص (28) آیه 23.
ترجمه مرحوم قمشهای: «و چون (موسیٰ) بر سر چاه آبی حوالی شهر مدین رسید [آنجا جماعتی را دید که (حشم و گوسفندانشان را) سیراب میکردند].» - حقائق الأصول، ج 2، ص 233.
- سوره بقره (2) آیه 275. نور ملكوت قرآن، ج 2، ص 346:
«خداوند بيع را حلال كرده و ربا را حرام نموده است.»
- سوره قصص (28) آیه 23.
