
بررسی حدیث «الأشیاءُ مُطلَقةٌ...» (1)
حدیث «الأشیاء مطلقة» و معیار جهل به حکم شرعی، محور اصلی این جلسه از درس اصول فقه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان با بررسی دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی درباره روایت «الأشیاء مطلقة ما لم یرد علیک أمر و نهی»، به تفاوت معنای «ورود» و «صدور» حکم شرعی میپردازد و اشکالهای مطرحشده از سوی آیتالله حکیم را تحلیل میکند. در ادامه، بحث بر این متمرکز میشود که ملاک جریان برائت، صرف صدور حکم از شارع است یا آگاهی و دسترسی مکلف به آن حکم. سپس مسئله تعارض روایات، علم اجمالی، عدم وصول حکم و تأثیر آنها در تحقق جهل به حکم بررسی میشود. بخش پایانی جلسه نیز به بحث اصل مثبت و نقش استصحاب در اثبات موضوع برائت اختصاص دارد و نشان میدهد که محور اساسی روایت، مجهول بودن حکم برای مکلف است، نه صرف عدم صدور یا عدم ورود نهی.
بررسی حدیث «الأشیاءُ مُطلَقةٌ...» (1)
توضیحات:
حدیث «الأشیاء مطلقة» و معیار جهل به حکم شرعی، محور اصلی این جلسه از درس اصول فقه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان با بررسی دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی درباره روایت «الأشیاء مطلقة ما لم یرد علیک أمر و نهی»، به تفاوت معنای «ورود» و «صدور» حکم شرعی میپردازد و اشکالهای مطرحشده از سوی آیتالله حکیم را تحلیل میکند. در ادامه، بحث بر این متمرکز میشود که ملاک جریان برائت، صرف صدور حکم از شارع است یا آگاهی و دسترسی مکلف به آن حکم. سپس مسئله تعارض روایات، علم اجمالی، عدم وصول حکم و تأثیر آنها در تحقق جهل به حکم بررسی میشود. بخش پایانی جلسه نیز به بحث اصل مثبت و نقش استصحاب در اثبات موضوع برائت اختصاص دارد و نشان میدهد که محور اساسی روایت، مجهول بودن حکم برای مکلف است، نه صرف عدم صدور یا عدم ورود نهی.
بررسی حدیث «الأشیاءُ مُطلَقةٌ...» (1)
15تلمیذ: اصل مثبت را در اینصورت ... .
استاد: بله، بله اصل مثبت را مگر اینکه ما بخواهیم تعریف کنیم
تلمیذ: بعضیها این اصل را اصل استصحاب ندانستند اصل عدم همین که ایشان ... میگوییم نصی وارد شده یا نشده میگوییم که اصل عدم حدوث است نهاینکه اصل قبلش عدم بود حالا استصحاب کنیم
استاد: راجع به کل اصل مثبت یا در اینجا؟!
تلمیذ: نه در همین ...
استاد: عدم حدوث دیگر، عدم ورود نهی است
تلمیذ: استصحاب نداریم گذشته نبوده حالا هم نیست میگوییم که چون در هر حادثی نیاز به علتی دارد.
استاد: اینهم همین است دیگر، ما میگوییم که این را از کجا شما صادر، خود این اصل خودش مبتنی بر استصحاب است الآن ما میگوییم که لقائلٍ اینکه فرض کنید شاید بوده، شما این شاید بوده را از اینجا باید بردارید شما که الآن در زمان رسول الله نیستید، لعلّ اینکه رسول الله گفتهاند و به ما نرسیده است. این شاید بوده را شما با چه اصلی برمیدارید؟!
تلمیذ: نیازی به برداشتن نیست، نیاز به اصل است که این را اثبات کند چون دلیلی برای اثباتش نداریم میگوییم: اصل عدم است.
استاد: نه ما میگوییم که صرف احتمال منجّز است؛ صرف احتمال اینکه از شارع آمده این منجّز است حالا شما آن اصل محرز حادث را ندارید ولی عکسش را هم ندارید؟! اصلی که اثبات میکند نبوده را ندارید آن را از کجا باید ثابت کنیم؟! با استصحاب عدم ...
تلمیذ: استصحاب عدم همان استصحاب عدم ازلی است؟
استاد: اظهار عدم شرع.
تلمیذ: شما مثل اینکه استصحاب عدم ازلی را قبول نداشتید؟
استاد: قبول داشتم و در بحث عدم تذکیه گفتم که عدم تذکیه صحیح نیست؛ استصحاب عدم تذکیه درصورتیکه منظور استصحاب عدم ازلی باشد صحیح نیست.
تلمیذ: آنجا مورد نیست؟
استاد: بله آنجا مورد نیست.
اللهم صل علی محمد و آل محمد
