اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی حدیث «الأشیاءُ مُطلَقةٌ...» (2)

0
اصول
اصول

حدیث «کل شیء مطلق» و اباحه در موارد مجهول الحکم محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه بررسی این روایت، ابتدا دیدگاه مرحوم نائینی را درباره حمل روایت بر اباحه و لاحرجیتِ پیش از شرع مطرح کرده و اشکالات مرحوم آیت‌الله خوئی بر این تفسیر را بررسی می‌کند. سپس با تحلیل دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی و مرحوم کمپانی، به این پرسش می‌پردازد که منظور از «شیء» در روایت چیست و آیا روایت ناظر به خود موضوعات است یا به مواردی که حکم آنها برای مکلف مجهول است. در ادامه، تفاوت اباحه واقعی و اباحه ظاهری، نسبت روایت با ادله احتیاط، و نقش علم و جهل مکلف در فهم روایت تبیین می‌شود. بخش مهمی از بحث نیز به جایگاه عقل در تشخیص مصالح و مفاسد و تأثیر حکم عقل در تنجیز تکلیف اختصاص دارد. حاصل جلسه اثبات این نکته است که روایت ناظر به موارد مجهول الحکم و بیان‌کننده اصل برائت در ظرف شک است.

بررسی حدیث «الأشیاءُ مُطلَقةٌ...» (2)

7
  • لذا خود مرحوم کمپانی هم متوجه این مسئله هستند و جوابی که می‌فرمایند این است که اگر ما روایت را بِعنوانِ کلُّ شیءٍ بِما هوهو بگیریم، نه مِن حیث أنّه مجهولُ الحکم پس فایده‌ای در این روایت نیست و کلام حکیم لغو است؛1 به‌جهت اینکه هر شیئی مشخص است إمّا أن یَرِدَ فیه نهیٌ فی ‌الواقع أو لا یَرِدَ فیه نهیٌ فی ‌الواقع؛ إن وردَ فیه نهیٌ فی ‌الواقع حرامٌ، إن لا یَرِدَ فیه نهیٌ فی ‌الواقع لَیس بِحرام بنابراین این روایت چه فایده‌ای در اینجا برای ما دارد؟!

  • مرحوم آقا ضیاء صوناً لِکلام الحکیم عن اللغویّة بخواهند توجیه کنند می‌فرمایند که اشکالی ندارد؛ به‌جهت اینکه ممکن است یک عاقلی در مقام تعقّل به قبح فعل متوجه بشود یا به حُسن اتیان آن فعل پی ببرد. پس بناءً‌علیٰ‌هذا وقتی این‌طور شد اگر بخواهد آن فعل را به داعی وجوب یا به داعی حرمت انجام بدهد، بدعت و حرام است؛ بنابراین این روایت برای دفع این بدعت که فعل را به داعی امر یا به داعی نهی انجام بدهیم روایت صحیحی است؛ می‌گوید: «هر شیئی مطلق است تااینکه از ناحیۀ شارع نهی یا امر نسبت به او صادر بشود».2

  • اشکال بر بیان مرحوم آقاضیاء

  • اشکالی که بر کلام مرحوم آقا ضیاء نسبت به این مسئله وارد می‌شود این است که اولاً اگر عاقلی بخواهد حُسن یک فعلی را ادراک بکند و آنچه را امر بکند اتیان بکند، هیچ‌وقت آن عاقل به داعی امر مولوی نمی‌آید آن را انجام بدهد. بله، خیلی از موارد هستند مانند اوامر و نواهی ارشادیه مثلاً انسان امر طبیب را اطاعت می‌کند و اتیان می‌کند، آیا این اطاعت امر طبیب به داعی مولویت است یااینکه به‌خاطر یک مصلحتی که در این است؟! یااینکه وقتی انسان نهی طبیب از شرب دوا یا شرب فلان غذا را اتیان می‌کند، این نهی طبیب اطاعت به داعی مولویت است؟ چون طبیب مولویت دارد این نهی را در اینجا اتیان می‌کند؟ یا نه، به‌خاطر ادراک مصلحت در این دوا و ادراک مفسده در این غذا است؟!

    1. جهت اطلاع رجوع شود به نهایة الدّرایة، ج 4، ص 72 ـ 78.
    2. جهت اطلاع رجوع شود به نهایة الأفکار، ج 2، ص 230 ـ 233.