اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بیان دلیل عقلی بر برائت

0
اصول
اصول

برائت عقلی و قبح عقاب بلا بیان در این جلسه به عنوان محور اصلی بحث در اصول فقه بررسی می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین دیدگاه مرحوم آخوند در قاعده قبح عقاب بلا بیان پس از فحص و یأس از دلیل پرداخته و نسبت آن را با قاعده عقلی وجوب دفع ضرر محتمل به صورت دقیق توضیح و تحلیل می‌کند. در ادامه، اشکال قائلان به احتیاط مطرح می‌شود که با وجود احتمال ضرر، موضوع برائت از بین می‌رود، سپس پاسخ مرحوم آخوند و نقد آن از منظر تعارض قواعد عقلی و ملاکات عقلی بیان می‌گردد. در ادامه، عقل در مقام جعل قواعد و در تعارض با یکدیگر، به تناسب موضوع و موارد عدم بیان یا وجود بیان حکم می‌کند و نمی‌توان یک قاعده را بدون توجه به قاعده دیگر در همه موارد جاری دانست. در نهایت، حدود کارکرد برائت عقلی و نسبت آن با احتیاط و دفع ضرر محتمل روشن می‌شود.

بیان دلیل عقلی بر برائت

5
  • باید چه کنیم؟! باید در این مورد مانحن‌فیه که دو جنبۀ مخالف در اینجا وجود دارند، از باب تعارض بین امر و نهی که در باب تعارض بین امر و نهی ما ملاک امر یا ملاک نهی را در آنجا همیشه مدّنظر قرار می‌دهیم من‌باب‌مثال از یک طرف امر به وجوب صلات آمده از یک طرف هم می‌بینیم که یک غریقی دارد غرق می‌شود این تعارض بین امر و نهی است چون ملاک جانب نهی که اقویٰ است ـ نهی از صلاة به‌واسطۀ آن اقویٰ است ـ یا تعارض بین امرین یک امر به صلاة یک امر به انقاذ، چون ملاک اقویٰ است ما صلاة را در اینجا به تأخیر می‌اندازیم و همین‌طور در تعارض بین امر و نهی در مکان واحد و در موضوع واحد، باید ملاک اقویٰ را بر غیر اقویٰ غلبه داد.

  • همین‌طور در باب جمع بین ادلّۀ عقلیه هم مسئله همین است؛ در اینجا ما نگاه می‌کنیم و می‌بینیم در یک جا واقعاً کذب حیات یک نفر را نجات می‌دهد و باعث نجات یک نفر می‌شود و اگر انسان صادقانه بخواهد برخورد بکند موجب قتل یک نفر می‌شود، قطعاً در اینجا آن قاعدۀ وجوب دفع فاسد در اینجا حکومت می‌کند و موضوع او را ازبین می‌برد؛ یااینکه به‌طورکلی موضوع را ازبین می‌برد و ورود دارد یااینکه حکومت دارد؛ چون در مورد کذب برگشت همۀ اینها به خلاف واقع است که دائرمدار ظلم و عدل است.

  • یعنی تمام مستقلات عقلیه برگشتش به ظلم و به عدل است؛ راجع به حسن و قبح عقلی برگشتش به ظلم و عدل است، یک مقداری ما حسن و قبح داریم که برگشتش به ظلم و عدل نیست، بلکه اینها جزء حسن و قبح‌های عرفی است؛ اما در باب مستقلات عقلیه می‌گویند که برگشت تمام آنها به حسن عدل و قبح ظلم است. حالا آن مروّت و بالاتر از عدالت و اینها یک مراتب دیگری است، مراتب بالاتری است؛ اما حداقل مستقلات عقلیه بر مدار و محور عدل قرار دارد. روی این حساب می‌توانیم بگوییم که اصلاً به‌طورکلی قبح کذب براساس تحقق ظلم است و درصورتی‌که بر این کذب یک امر مستحسنی مترتّب است ظلم دیگر در اینجا وجود ندارد پس اصلاً قاعده ازبین می‌رود؛ یعنی موضوعِ قاعدۀ حرمت کذب ـ حرمت عقلی نه حرمت شرعی ـ به‌طورکلی از اول منتفی می‌شود.