
نکاتی در باب اجتهاد و شمّالفقاهة
توصیههای علامه طهرانی برای طلاب درس خارج
اجتهاد و شم الفقاهه در این جلسه به روش صحیح ورود به درس خارج و شیوه تقویت قدرت استنباط از نگاه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی پرداخته میشود. ایشان تأکید میکنند طلبه پیش از ورود به درس باید مبانی بحث را از قبل مطالعه کند، خود را در مقام مجتهد فرض کند و به جای اتکای صرف به بیان استاد، به منابع اصلی مراجعه کند و اشکالات احتمالی را مستقل بررسی نماید. همچنین تفاوت نقل روایی در مجلس درس و نقلهای پرسش و پاسخ فردی و تأثیر آن در فهم روایت تبیین میشود. در ادامه نقش فهم تاریخی، شرایط راویان و توجه به روح حاکم بر احکام در شکلگیری شم الفقاهه و اجتهاد واقعی توضیح داده میشود. نتیجه جلسه آن است که اجتهاد صرفاً یک فن فنی نیست بلکه نیازمند فهم عمیق، پیشمطالعه و ادراک روح کلی شریعت است.
نکاتی در باب اجتهاد و شمّالفقاهة
توضیحات:
اجتهاد و شم الفقاهه در این جلسه به روش صحیح ورود به درس خارج و شیوه تقویت قدرت استنباط از نگاه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی پرداخته میشود. ایشان تأکید میکنند طلبه پیش از ورود به درس باید مبانی بحث را از قبل مطالعه کند، خود را در مقام مجتهد فرض کند و به جای اتکای صرف به بیان استاد، به منابع اصلی مراجعه کند و اشکالات احتمالی را مستقل بررسی نماید. همچنین تفاوت نقل روایی در مجلس درس و نقلهای پرسش و پاسخ فردی و تأثیر آن در فهم روایت تبیین میشود. در ادامه نقش فهم تاریخی، شرایط راویان و توجه به روح حاکم بر احکام در شکلگیری شم الفقاهه و اجتهاد واقعی توضیح داده میشود. نتیجه جلسه آن است که اجتهاد صرفاً یک فن فنی نیست بلکه نیازمند فهم عمیق، پیشمطالعه و ادراک روح کلی شریعت است.
نکاتی در باب اجتهاد و شمّالفقاهة
5اتفاقاً در بحث امروز ـ نمیدانم که وقت میشود بگوییم یا نه ـ اگر بحث میکردیم من تذکر میدادم که چطور میشود در بسیاری از مواقع انسان نمیتواند فقط بر سنت اکتفا کند؛ بلکه سایر جهات را باید در استنباط مدّنظر قرار بدهد. بهخصوص نسبت به قرآن و تفسیر آیات قرآن و کلیاتی که از آیات قرآن استفاده میشود و با آن کلیات فهم روایی انسان تغییر پیدا میکند. این یک مسئله است که خیلی مورد نظر بود.
مسئلۀ دوم اطلاع بر مواضع تاریخی و کیفیت ارتباط و علقۀ بین امام علیهالسّلام و روات است که اینهم یک نقش اساسی در کیفیت استنباط احکام دارد که امام علیهالسّلام چه نحوه این مطلب را بیان کردند و روات به چه نحو گرفتند و راوی در چه وضعیتی بوده و آن خصوصیات و ارتباطات و تعلقاتی که بین امام علیهالسّلام و روات بود، خیلی مسئله نسبت به این قضیه فرق میکند.
یک نکتهای را البته ایشان اشاره داشتند اما من میبینم و اینطور احساس میکنم که خیلیها از این نکته غفلت میکنند این است که بعضیها تصور میکنند که بهطورکلی امام علیهالسّلام یک روش خاصی را در ارتباط با روات و ارتباط با اصحاب و سائلین مسائل در نظر دارد، [مثلاً] امام علیهالسّلام خیلی خشک و جامد با افراد نسبت به احکام ارتباط دارد و از اینجاست که خیلی اشکالات و تعارضات در روایات پیدا میشوند و تناقضات پیدا میشوند و بعضی از روایات از نقطهنظر معنا و مفهوم مبهم و مجمل میمانند. این از یکطرف.
بعضیها عقیده دارند که امام علیهالسّلام یک نفر مانند سایر افراد عرف است و هیچگونه جنبۀ دراست و القاء مسائل بهصورت کلاسیک در بیان امام وجود ندارد؛ فلهذا آن اهمیتی را که در جلسۀ درس و بحث باید داده بشود، آن اهمیت را طبعاً به کلام امام نمیدهند و میگویند که امام که جلسۀ درس و بحثی نداشته است با زید و عمرو صحبت میکرد و حرف میزد و ممکن است یک چیزی کم گفته باشد یک چیزی زیاد گفته باشد. درست شد؟! اینهم یک توالی در اینجا دارد.
