
دیدگاه مرحوم آخوند در برائت عقلیه
برائت عقلیه و نسبت آن با قاعده قبح عقاب بلا بیان در این جلسه از درس اصول فقه، محور اصلی بحث آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان در ادامه تحلیل دیدگاه مرحوم آخوند، به بررسی قاعده وجوب دفع ضرر محتمل و اشکال به عدم تلازم میان مفسده و ضرر میپردازند. سپس نشان داده میشود که درک عقل از «ضرر» محدود به امور دنیوی نیست و ضرر اخروی در مرتبهای بالاتر و مهمتر قرار میگیرد، بنابراین نمیتوان آن را از دایره حکم عقل خارج دانست. در ادامه، اشکالات وارد بر جمع برخی اصولیان میان این دو قاعده و نیز تقریر مرحوم شیخ در باب احتیاط عقلی بررسی میشود. همچنین نقش فطرت در پرهیز از هلاکت و نحوه مواجهه عقل با شک در تکلیف توضیح داده میشود. حاصل بحث این است که تصویر ارائهشده از تقابل این دو قاعده نیازمند بازنگری دقیقتری در مبانی عقل عملی و مفهوم ضرر است.
دیدگاه مرحوم آخوند در برائت عقلیه
5تحرّز انسان از موارد هلاک بر اساس فطرت سلیم
من این را از اینجا میخواهم شروع کنم و مطلبی را در ضمن میخواهم از اینجا بگویم، اینکه مرحوم شیخ میفرماید و یا اشکالی که بعداً ما میخواهیم بیان کنیم که از بعضی از محشّین آمدند و وجوب دفع ضرر محتمل را لازم الاتّباع نمیدانند، از اینجا معلوم میشود که آنها اصلاً برخلاف فطرت خودشان دارند حکم میکنند! خود فطرت سلیم موجب تحرّز انسان از موارد هلکه است؛ یعنی فطرت سالم هیچوقت در دوران امر بین ماء و سمّ نمیگوید که یقین به سمیّت که نداریم پس شُربِ هذِه الإناء اشکال ندارد! هیچوقت فطرت سلیم چنین کاری را انجام نمیدهد و اینها از خود این مسئله غافل هستند؛ یعنی اینهایی که دارند بر این قاعده اشکال وارد میکنند غافل هستند که مِن حیث لا یشعر خودشان ملتزم به این قاعده هستند.
لذا مرحوم شیخ میفرماید که این قاعدۀ عقلیه بیان برای تکلیف نیست، قبول داریم که قاعدۀ عقلیه بیان برای تکلیف نیست؛ یعنی آن تکلیف را بیان نمیکند ولی آیا این قاعدۀ عقلیه فعل مکلف را تبیین میکند یا نمیکند؟! بالأخره این مکلف در مقام شک چهکار میکند؟ این کار را که دیگر انجام میدهد. نمیآید او را حرام کند، نمیآید هذا الإناء را تحریم کند نه، هذا الإناء شاید ماء باشد؛ ولی مکلف را از مقام تردید بیرون میآورد.
این مسئله که ما ملتزم بشویم عقلاء مذمّت میکنند ـ یا در کلام مرحوم شیخ مؤاخذه هست ـ مؤاخذه بر مورد ضرر محتمل هست ولو اینکه این بیان برای آن تکلیف نباشد، این قاعده نسبت به ضرر دراینصورت کاری انجام نمیدهد؛ یعنی این یک قاعدهای است که عقلاء این را در مقام ظاهر این را انجام میدهند، عقلاء در معاشرت و در مراودات خود به این قاعده عمل میکنند، اگرچه تکلیفی هم نباشد. یعنی فرض کنید غلام و عبید و اینها اگر در یک مورد شک کنند که مولا امر به آنها کرده یا نکرده است یا در یک موردی نهی دارند یا ندارند، وظیفۀ عبید در آنجا احتیاط است وظیفۀ عبید در آنجا توقف است اگر بیاید در آن مورد اقدام کنند عقلاء آن عبید را مذمّت میکنند این کلام مرحوم شیخ در اینجا است.
