اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بطلان تمسک به سیرۀ عقلائیه در موارد حسن و قبح

0
اصول
اصول

بطلان سیره عقلائیه در حسن و قبح، این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی مبنای حکم عقل در حسن و قبح و نقد تمسک به سیره عقلاییه می‌پردازد. دو دیدگاه مطرح می‌شود: یک دیدگاه که عقل مستقلاً صدق، کذب، ظلم و عدل را در نفس الامر ادراک می‌کند، و دیدگاه دوم که حسن و قبح را تابع اتفاق عقلا و سیره عقلاییه می‌داند. سپس استاد نشان می‌دهد که سیره عقلاییه چیزی جدا از حکم عقل نیست و پشتوانه آن همان ادراک عقلی است. در ادامه با چند اشکال اساسی مانند عدم اتکای به گذشته و آینده، مشکل تعیین ملاک وحدت در اتفاق عقلا، و فرض جامعه دو نفره، استقلال سیره از عقل رد می‌شود. در نهایت نتیجه می‌گیرد که آنچه به عنوان سیره عقلاییه شناخته می‌شود، در واقع چیزی جز ظهور حکم عقل در مستقلات عقلی نیست و تفکیک این دو مبنا قابل دفاع نیست.

بطلان تمسک به سیرۀ عقلائیه در موارد حسن و قبح

3
  • در سیرۀ عقلائیه صحبت در این است که خود عقل نسبت به علم تصدیقی هیچ‌گونه نظری ندارد؛ یعنی عقل در سیرۀ عقلائیه فقط حقیقت اشیاء را ادراک می‌کند و آن حقیقت اشیاء در حکومت عقل هیچ‌گونه جایگاهی ندارد و عقل تصدیق به قبح یا تصدیق به حسن، در روابط بین این اشیاء ندارد؛ بلکه سیرۀ عقلائیه و اتفاق عقلا بر ادراک آن است؛ عقل موضوع را آماده و مهیا می‌کند و به سیرۀ عقلائیه می‌سپارد و تسلیم سیرۀ عقلائیه می‌کند. حالا عقلا نسبت به این موضوع، بر اختلاف شرائط و اختلاف قرائن، حکمی را اتخاذ می‌کند؛ در یک جا به یک کذب حکم قبح می‌کند و در جای دیگر و در مکان دیگر حکم به حسن می‌کنند. فقط کاری را که عقل می‌کند این است که عقل موضوع را با توجه به شرائط و قرائن در اختیار سیرۀ عقلائیه قرار می‌دهد و تسلیم سیرۀ عقلائیه می‌کند، خود عقل دیگر در اینجا حکمی نمی‌کند.

  • نتیجه‌ای که بر این مسئله‌‌ گرفته می‌شود این است که اگر در یک موضوعی ما شک کنیم که آیا این موضوع قبیح یا حسن است؟ خب سیرۀ عقلائیه مشخص است. فرض کنید که در مانحن‌فیه که قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان باشد یا قاعدۀ وجوب دفع ضرر محتمل باشد، اگر ما در یک جا شک کنیم که آیا این مورد مانحن‌فیه مصداق خاص، در تحت قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان است یا در تحت وجوب دفع ضرر محتمل است؟ اگر باشد ما رجوع به سیرۀ عقلائیه می‌کنیم و سیرۀ عقلائیه هم مشخص است؛ من‌باب‌مثال بین الدفتین نوشتند که در هرجا که شک بکند مراجعه کند؛ مثل اینکه در محاکم در هرجا قاضی شک کند و نسبت به مورد حضور ذهن نداشته باشد می‌رود آن کتابش را باز می‌کند ماده و تبصرۀ جزائی و حقوقی اینها را بیان می‌کند آن مصداق را در تحت آن مادۀ حقوقی یا جزائی وارد می‌کند و بعد هم بر طبق آن حکم می‌کند. مسئله در اینجا روشن است.