اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بطلان تمسک به سیرۀ عقلائیه در موارد حسن و قبح

14٬086
اصول

بطلان سیره عقلائیه در حسن و قبح، این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی مبنای حکم عقل در حسن و قبح و نقد تمسک به سیره عقلاییه می‌پردازد. دو دیدگاه مطرح می‌شود: یک دیدگاه که عقل مستقلاً صدق، کذب، ظلم و عدل را در نفس الامر ادراک می‌کند، و دیدگاه دوم که حسن و قبح را تابع اتفاق عقلا و سیره عقلاییه می‌داند. سپس استاد نشان می‌دهد که سیره عقلاییه چیزی جدا از حکم عقل نیست و پشتوانه آن همان ادراک عقلی است. در ادامه با چند اشکال اساسی مانند عدم اتکای به گذشته و آینده، مشکل تعیین ملاک وحدت در اتفاق عقلا، و فرض جامعه دو نفره، استقلال سیره از عقل رد می‌شود. در نهایت نتیجه می‌گیرد که آنچه به عنوان سیره عقلاییه شناخته می‌شود، در واقع چیزی جز ظهور حکم عقل در مستقلات عقلی نیست و تفکیک این دو مبنا قابل دفاع نیست.

بطلان تمسک به سیرۀ عقلائیه در موارد حسن و قبح

توضیحات:

بطلان سیره عقلائیه در حسن و قبح، این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی مبنای حکم عقل در حسن و قبح و نقد تمسک به سیره عقلاییه می‌پردازد. دو دیدگاه مطرح می‌شود: یک دیدگاه که عقل مستقلاً صدق، کذب، ظلم و عدل را در نفس الامر ادراک می‌کند، و دیدگاه دوم که حسن و قبح را تابع اتفاق عقلا و سیره عقلاییه می‌داند. سپس استاد نشان می‌دهد که سیره عقلاییه چیزی جدا از حکم عقل نیست و پشتوانه آن همان ادراک عقلی است. در ادامه با چند اشکال اساسی مانند عدم اتکای به گذشته و آینده، مشکل تعیین ملاک وحدت در اتفاق عقلا، و فرض جامعه دو نفره، استقلال سیره از عقل رد می‌شود. در نهایت نتیجه می‌گیرد که آنچه به عنوان سیره عقلاییه شناخته می‌شود، در واقع چیزی جز ظهور حکم عقل در مستقلات عقلی نیست و تفکیک این دو مبنا قابل دفاع نیست.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بطلان تمسک به سیرۀ عقلائیه در موارد حسن و قبح

5
  • اشکال دوم: ملاک اتفاق چیست؟

  • اشکال دوم اینکه در سیرۀ عقلائیه باید ببینیم ملاک بر این اتفاق چیست؟ بالأخره عقلا از باب اینکه انسان هستند و در این شکی نیست که انسان‌ها دارای سلیقه‌ها و افکار مختلف هستند. اینکه دو نفر بیایند و یک حکم واحد را در یک قضیه بدهند باید از امر واحدی حکایت کند که در هردوی این اشخاص یا در همۀ این اشخاص وجود دارد. براساس آن وحدتی که در افراد هست حکم واحد در قضایا داده می‌شود. همان‌طور که در فلسفه ثابت شد که امور مختلف را از یک امر واحد نمی‌شود انتزاع کرد و همین‌طور امر مشترک از چند مصداق مختلفة الحقایق بما هی مختلفة الحقائق انتزاع نمی‌شود؛ الاّ اینکه یک جهت وحدت و یک مادۀ اتّحادی در آن امور مختلفة الحقایق موجود باشد که به‌لحاظ آن امر واحد انسان این مسئله را انتزاع بکند.

  • من‌باب‌مثال می‌گوییم که مثلث، مربع، مخمس و مسدّس دارای زاویه هستند، چرا این حرف را می‌زنیم؟ چون هم مثلث زاویه دارد هم مربع زاویه دارد هم مخمس و هم مسدّس، درست شد؟! یااینکه می‌گوییم که همۀ این اضلاع مخمس، مسدّس، هرم، مربع، مثلث و اینها دارای خطوط هستند، چرا؟! چون اصلاً مثلث و مربع و اینها در خارج بدون خط محقق نمی‌شوند، این خطی را که ما الآن حکم به اشتراک در همۀ اضلاع در خط و در زاویه و در امثال‌ذلک کردیم به‌خاطر تحقق امر واحد در همه هست. حالا آیا می‌توانیم بگوییم که همۀ این اضلاع و سطوح دارای پنج خط هستند؟! نمی‌توانیم بگوییم. پنج خط بودن اختصاص به مخمس دارد. آیا می‌توانیم بگوییم که همۀ سطوح دارای ثلاثة اضلاع هستند؟! نه، این ثلاثة اضلاع اختصاص به مثلث دارد. آیا می‌توانیم بگوییم که همۀ سطوح دارای اربعة اضلاع هستند؟! نه، اربعة اضلاع اختصاص به مربع دارد. ما نمی‌توانیم حکم واحد را بر همه به‌لحاظ مابه‌الاختلاف بکنیم.

  • حالا مشخص است که عقلا از لحاظ سلیقه و از لحاظ کیفیت تفکر و نحوۀ تفکر باهم اختلاف دارند؛ من دارای یک طرز فکر هستم، شما دارای یک طرز فکر هستید، سلیقه‌ها و افکار مختلف در عقلا موجود است؛ مثلاً یک عاقل رنگ سبز را دوست دارد، یک عاقل رنگ قرمز را دوست دارد، یک عاقل رنگ آبی را دوست دارد، بعضی‌ها آبی پسند هستند بعضی‌ها قرمز پسند هستند و دعوا می‌کنند و در سر هم می‌زنند، اینها هم عقلای ما هستند!

/