
بررسی جریان قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان در امور دنیوی
قبح عقاب بلا بیان در امور دنیوی در این جلسه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی این نکته میپردازد که ملاک حکم عقلی صرفاً حفظ نظام اجتماعی نیست، بلکه انطباق فعل با فطرت است. ایشان توضیح میدهد که عقل بر اساس فطرت، حسن عدل و قبح ظلم را تشخیص میدهد و حسن و قبح را مستقل از صرف قراردادهای اجتماعی تحلیل میکند و روابط مولا و عبد یا انسانها را نیز بر همین مبنا میسنجد. در این نگاه، حتی اگر اخلالی به نظام اجتماعی رخ ندهد، در صورت مخالفت با جهت فطری، عقاب موجه است و در صورت عدم انطباق، عقاب قبیح خواهد بود. نتیجه آن است که قاعده قبح عقاب بلا بیان در امور دنیوی نیز جاری است، اما معیار آن عقل و فطرت است نه صرف مصلحت نظام.
بررسی جریان قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان در امور دنیوی
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
عدم تفاوت حکم عقل با سیرۀ عقلائیه
در جلسۀ قبل عرض شد که حکم عقل با سیرۀ عقلائیه تفاوتی ندارد؛ بلکه سیرۀ عقلائیه همان حکم عقل است که عقلا آن را در امور معاش و امور معاد بهطورکلی اجرا میکنند. حکم عقل عبارت است از ادراک واقعیات و تصدیق به صحّت و عدم صحّت آن حقایق و قضایایی که آنها را ادراک کرده است. ممکن است در یک قضیه حکم به بطلان و در قضیۀ دیگر حکم به صحّت کند و بر همین اساس حکم به ظلم و به عدل که مدار برای حکم عقلی است از اینجا نشأت میگیرد.
ملاک حکم عقل به حسن و قبح
حالا عقل به چه ملاکی حکم به ظلم یا حکم به عدل میکند، حکم به حُسن یا حکم به قبح میکند؟! این مستقلات عقلیه روی چه ملاکی است؟! عقل عبارت از نوری است که خداوند آن را و آن اتّجاه به عالم حقیقت و عالم واقعیّات را در نفس انسان قرار داده است، آن اتّجاه را عقل میگویند. عقل عبارت از نیرو و قوهای است که آن قوه تشخیص میدهد انسان از نقطهنظر اتّجاه به نفسالأمر و به واقع، اتّجاه صحیحی دارد یا اتّجاه باطلی دارد.
هرچه که در عالم در ارتباط با انسان اتفاق میافتد ـ حالا به مسائلی که خارج از محیط انسان اتفاق میافتد کاری نداریم ـ سه محور دارد که عبارت است از فعل انسان نسبت به دیگران و فعل انسان نسبت به ذات خود و فعل دیگران نسبت به انسان؛ البته منظور از افعال اعمّ از افکار است، اعمّ از تخیّلات است، بهطورکلی آنچه که از انسان برمیآید و آنچه که از انسان بهوجود میآید؛ یا آن عملی را که شخصی نسبت به انسان انجام میدهد و این اعم از این است که انسان باشد یا غیر انسان باشد مثل باری تعالیٰ باشد، آنهم همینطور داخل در همین دایرۀ عقل است. بنابراین در این سه مدار ـ فعل انسان نسبت به خود و فعل انسان نسبت به افراد دیگر و فعل افعال دیگر نسبت به انسان ـ در این سه مورد این افعال یا با آن اتّجاهِ نفس بهسوی مبدأ و بهسوی ملاکات کلی و بهسوی حقایق نفسالأمری ملایمت دارند یا ملایمت ندارند، اگر ملایمت داشته باشند به آن امور عقلانی میگویند، اگر ملایمت نداشته باشند آن امور غیر عقلی و غیر محسَّن است. تمام افعالی که در این سه محور قرار میگیرد با آن حقیقت و با آن نوری که آن نور عبارت از انکشاف واقع است [باید مطابقت داشته باشد].
