
بررسی جریان قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان در امور دنیوی
قبح عقاب بلا بیان در امور دنیوی در این جلسه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی این نکته میپردازد که ملاک حکم عقلی صرفاً حفظ نظام اجتماعی نیست، بلکه انطباق فعل با فطرت است. ایشان توضیح میدهد که عقل بر اساس فطرت، حسن عدل و قبح ظلم را تشخیص میدهد و حسن و قبح را مستقل از صرف قراردادهای اجتماعی تحلیل میکند و روابط مولا و عبد یا انسانها را نیز بر همین مبنا میسنجد. در این نگاه، حتی اگر اخلالی به نظام اجتماعی رخ ندهد، در صورت مخالفت با جهت فطری، عقاب موجه است و در صورت عدم انطباق، عقاب قبیح خواهد بود. نتیجه آن است که قاعده قبح عقاب بلا بیان در امور دنیوی نیز جاری است، اما معیار آن عقل و فطرت است نه صرف مصلحت نظام.
بررسی جریان قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان در امور دنیوی
3تبیین نفسالامر
در عالم واقع ما مسائلی داریم و برگشت همۀ اینها به صفات جمالیه و جلالیۀ پروردگار است؛ یعنی واقع و نفسالأمر عبارت از ذات احدیّت و اوصاف جمالیه و جلالیهای که ذات احدیّت دارد میباشد ـ ما دیگر بالاتر از این واقع و نفسالامری نداریم ـ آنچه که در عالم واقع تحقق دارد عبارت از نفس الوجود است؛ الوجودُ حقٌ و کلُّ آثارِه و خصوصیاته حقٌّ. بنابراین چون وجود مطلق مختص به ذات احدیّت است، حقیقت مطلق اختصاص به ذات احدیت دارد؛ ﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَهَ هُوَ ٱلۡحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدۡعُونَ مِن دُونِهِ ٱلۡبَٰطِلُ﴾.1 این وجود مختص به ذات احدیّت است و حق است. آثار این وجود و لوازم این وجود که عبارت از صفات جلالیه و جمالیۀ پروردگار است آنهم حق است، تمام اینها حق هستند. یکی از اوصاف و صفات جمالیۀ پروردگار صفت رحمانیّت است، یکی از آن صفات، صفت رحیمیت است، یکی از آن صفات، صفت انفاق است، صفت جود است؛ هو الجواد. یکی از آنها صفت فیض است؛ هو الفیّاض. یکی از آن صفات، صفت رزق است؛ هو الرازق. یکی از آن صفات، صفت عدل است؛ ﴿وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِيدِ﴾2 یکی از آن صفات، صفت قهاریّت است. اینها تمام اوصاف و صفات حقیقیۀ پروردگار هستند که آن اوصاف و صفات حقیقیۀ پروردگار، حق مطلق هستند.
منظور از اتّجاه عبارت از جهتگیری است؛ مثلاً شما با شخصی برخورد میکنید میبینید که این آقا اصلاً کج است، افکارش خراب است، شرّ است و مدام میخواهد یکی را اذیّت کند و مدام بهدنبال ابتلاء و ایجاد ابتلاء برای دیگران است معلوم است که این اصلاً ذاتش شیشه خورده دارد این اتّجاهش اتّجاهِ غیر صحیح است. ولی بعضی از نفوس را شما نگاه میکنید میبینید اصلاً ذاتاً خیّر است، ذات آن نفس بهدنبال خیر است، بهدنبال انفاق است، بهدنبال ایثار است، بهدنبال مساعدت با دیگران است، این اتّجاهش بهسمت خیر است، این منظور من است؛ یعنی نفس در اتّجاه خودش بهسمت نفسالأمر باشد.
- سوره لقمان (31) آیه 30. رساله بدیعه، ص 26:
«اين از آنجاست كه خداوند حق است و جز او هر معبودى باطل است و همانا خداوند هم او برتر و بزرگ است» - سوره فصلت (41) آیه 46. معادشناسی، ج 10، ص 392:
«البته (اى پيامبر) پروردگار تو بههيچوجه ستم نمىكند!»
- سوره لقمان (31) آیه 30. رساله بدیعه، ص 26:
