
بررسی جریان قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان در امور دنیوی
قبح عقاب بلا بیان در امور دنیوی در این جلسه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی این نکته میپردازد که ملاک حکم عقلی صرفاً حفظ نظام اجتماعی نیست، بلکه انطباق فعل با فطرت است. ایشان توضیح میدهد که عقل بر اساس فطرت، حسن عدل و قبح ظلم را تشخیص میدهد و حسن و قبح را مستقل از صرف قراردادهای اجتماعی تحلیل میکند و روابط مولا و عبد یا انسانها را نیز بر همین مبنا میسنجد. در این نگاه، حتی اگر اخلالی به نظام اجتماعی رخ ندهد، در صورت مخالفت با جهت فطری، عقاب موجه است و در صورت عدم انطباق، عقاب قبیح خواهد بود. نتیجه آن است که قاعده قبح عقاب بلا بیان در امور دنیوی نیز جاری است، اما معیار آن عقل و فطرت است نه صرف مصلحت نظام.
بررسی جریان قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان در امور دنیوی
5این اتّجاه عبارت از مجموعۀ صفات جمالیه و جلالیهای است که خداوند متعال آن مجموعه را در نفس انسان قرار داده است. مثلاً حب به بنی نوع، یکی از آن صفاتی است که خداوند در انسان قرار داده است، جود و انفاق به همنوع به نوع بنیآدم یا حتی به دیگران و به حیوانات یا حتی به اشجار [یکی از آن صفات است] مثلاً انسان میبیند یک درختی در کنار نهر آبی هست، آن نهر خشک شده است و این شجر الآن احتیاج به آب دارد، برای شما حالت رحمت و رئوفیت و رأفت پیدا میشود و این شجر را آب میدهید و از ماء سیراب میکنید؛ این بهخاطر آن جهت فطری است که در وجود ما و در نفس ما قرار داده شده است و آن احساس رأفت و احساس رحمت نسبت به خارج از وجود خود... چون آن درخت را با وجود خود ـ حالا این براساس ملاک دیگری است که وارد این بحث نمیشویم ـ متحد میبینیم این احساس رأفت نسبت به او در ما ایجاد میشود و در اینجا حاصل میشود.
یااینکه حیوانی هست که شما میبینید گرسنه است، جوعان است و نمیتواند به بچههای خودش غذا و شیر بدهد شما از مال خودتان دفع میکنید میروید یک مقداری غذا میگیرید، گوشتی میخرید حتی سگ هم باشد میآیید جلوی سگ میاندازید تا بخورد. اتفاق افتاده که بعضیها بهواسطۀ همین انفاق بر حیوانات و بر سگ و امثالذلک اصلاً به مراتب و درجاتی رسیدهاند! حتی از مال خودشان گذشتهاند غذایی که برای خودشان بوده و نداشتند و فقیر بودند به یک حیوان دیگر دادهاند و برایشان خیلی فتح باب شده است! اینها همه در نظام تکوین موجود است؛ یعنی هر چیزی حساب و کتاب دارد!
پس اینکه شما حتی به یک کلب ترحم میکنید این از چه جهت ناشی میشود؟ از وجود یک صفت رحیمیت و رئوفیتی که خداوند این را در فطرت قرار داده است و شما آن قضیۀ خارجی را مصداق برای این قضیۀ نفسانی قرار میدهید و بر آن کلب انفاق میکنید یا بر آن حیوانی که در خارج هست.
