اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی جریان قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان در امور دنیوی

0
اصول
اصول

قبح عقاب بلا بیان در امور دنیوی در این جلسه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی این نکته می‌پردازد که ملاک حکم عقلی صرفاً حفظ نظام اجتماعی نیست، بلکه انطباق فعل با فطرت است. ایشان توضیح می‌دهد که عقل بر اساس فطرت، حسن عدل و قبح ظلم را تشخیص می‌دهد و حسن و قبح را مستقل از صرف قراردادهای اجتماعی تحلیل می‌کند و روابط مولا و عبد یا انسان‌ها را نیز بر همین مبنا می‌سنجد. در این نگاه، حتی اگر اخلالی به نظام اجتماعی رخ ندهد، در صورت مخالفت با جهت فطری، عقاب موجه است و در صورت عدم انطباق، عقاب قبیح خواهد بود. نتیجه آن است که قاعده قبح عقاب بلا بیان در امور دنیوی نیز جاری است، اما معیار آن عقل و فطرت است نه صرف مصلحت نظام.

بررسی جریان قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان در امور دنیوی

6
  • این فطرت عبارت از مجموعۀ این صفاتی است که آن مجموعۀ صفات، وجود متنازل آن صفات جمالیه و جلالیۀ پروردگار است؛ پس فطرت عبارت از تحقق صفات جمالیه و جلالیۀ پروردگار است؛ حتی جلالیه‌، فقط اختصاص به جمالیه ندارد، در آنجایی که جنبۀ قهّاریت است در آنجا فطرت اقتضای دفاع از نفس می‌کند و می‌گوید: در اینجا باید دفاع از نفس کرد.

  • یک روز شخصی خدمت امیرالمؤمنین علیه‌السّلام آمد و مشخص شد که خیلی آدم بی‌غیرتی بود و ظاهراً مثلاً زنش تخطّی کرده بود، حضرت اصلاً به او اعتناء نکردند و گفتند: دیگر اصلاً جلوی من نیا، تو آدم بی‌غیرتی هستی1 حالا یک کلمه‌ای هم آوردند. این دفاع از حریم یکی از صفات جلالیه است و این در فطرت هست. غضب یکی از صفات جلالیه است؛ غضب به‌جا و در موقع صحیح، از صفات جلالیه است و باید باشد؛ همان‌طوری که رحمت از صفات جمالیه است که باید باشد، هرکدام از اینها به‌جای خود [باید باشند].

  • مستقلات عقلیه

  •  

  • تشخیص انطباق اعمال با فطرت، وظیفۀ عقل

  • حالا عقل در اینجا چه وظیفه‌ای دارد؟ فطرت عبارت از وجود اتّجاه نفس به‌سمت صفات جمالیه و جلالیه است، این را فطرت می‌گویند. از کجا ما تشخیص بدهیم که آیا این عمل خارجی ـ یکی از این افعال ثلاثه؛ فعل انسان نسبت به ذات، فعل انسان نسبت به خارج، فعل دیگران نسبت به ذات ـ منطبق بر فطرت هست یا نیست؟! این کار، کار عقل است! عقل در اینجا قوۀ واسطه است قوه‌ای است که این قوه را خداوند قرار داده است و به‌واسطۀ این قوه یکی از این افعال ثلاثه انطباق بر صفات فطری و عدم انطباق بر صفات فطری‌اش به‌واسطۀ عقل مشخص می‌شود.

  • بنابراین در اینجا حکم عقلی عبارت از قضایایی است که آن قضایا، انطباق مسائل ثلاثه را با آن فطریات انسان مشخص می‌کند؛ العدل مستحسنٌ، الظلمُ قبیحٌ، چرا؟ به‌جهت اینکه این حسن عدل و قبح ظلم عبارت از صفاتی است که این صفات مربوط به پروردگار است چون پروردگار لیس بِظلّامٍ و عادلٌ، چون مبدأ اعلیٰ عادلٌ، بنابراین کلُّ أمرٍ فیه عدلٌ فَهو مُستحسنٌ و مِن حیثُ أنّ الله تعالیٰ لیس بظالمٍ فَکلُّ فعلٍ فیه ظلمٌ فَهو قبیحٌ، این مستقلات عقلیه می‌شود.

    1.  المحاسن، ج 1، ص 115، با قدری اختلاف.