اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی جریان قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان در امور دنیوی

0
اصول
اصول

قبح عقاب بلا بیان در امور دنیوی در این جلسه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی این نکته می‌پردازد که ملاک حکم عقلی صرفاً حفظ نظام اجتماعی نیست، بلکه انطباق فعل با فطرت است. ایشان توضیح می‌دهد که عقل بر اساس فطرت، حسن عدل و قبح ظلم را تشخیص می‌دهد و حسن و قبح را مستقل از صرف قراردادهای اجتماعی تحلیل می‌کند و روابط مولا و عبد یا انسان‌ها را نیز بر همین مبنا می‌سنجد. در این نگاه، حتی اگر اخلالی به نظام اجتماعی رخ ندهد، در صورت مخالفت با جهت فطری، عقاب موجه است و در صورت عدم انطباق، عقاب قبیح خواهد بود. نتیجه آن است که قاعده قبح عقاب بلا بیان در امور دنیوی نیز جاری است، اما معیار آن عقل و فطرت است نه صرف مصلحت نظام.

بررسی جریان قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان در امور دنیوی

9
  • اشکال بر جریان قاعده در دایرۀ موالی و عبید دنیوی

  • از آنجایی که ملاک برای جعل قضایا در تمدن و اجتماع عبارت از حفظ نظام مدنیّت در اجتماع است بنابراین قواعدی که براین‌اساس حمل می‌شوند باید ببینیم که آیا منطبق با این جعل هستند یا منطبق نیستند؟ اگر در یک جا اخلال به نظام پیش آمد عقلا و عقل آنجا را تقبیح می‌کنند اگر در یک جا اخلال به نظام پیش نیامد تقبیح نمی‌کنند.

  • من‌باب‌مثال تعدّی شخصی به حق دیگری موجب اخلال به نظام است؛ مثلاً اگر یک همسایه و جار نسبت به جیران خودش بخواهد تعدّی بکند؛ من‌باب‌مثال شیر آب را باز کند و این آب در منزل جار برود، این تعدّی در حق جار است و موجب تخریب بیت جار خواهد شد، این موجب اخلال به نظام است؛ یعنی نظام مدنیّت و نظام اجتماعی. یااینکه من‌باب‌مثال اگر قرار بر این باشد که سیارۀ خودش را جلوی در بیت همسایه بگذارد، این دیگر نمی‌تواند وارد بیت بشود و موجب اخلال به نظام است یااینکه که جلوی کوچه بایستد و از ورود و خروج افراد ممانعت کند، این موجب اخلال به نظام است. این قوانین را عقلا از باب اخلال به نظام جعل می‌کنند؛ یعنی سیرۀ عقلائیه و بنای عقل در امور اجتماع بر این مدار است؛ اخلال به نظام و عدم اخلال به نظام مجتمع است.

  • روی این حساب ممکن است این‌طور بگوییم که قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان، بین موالی و عبید جاری نیست، چرا جاری نیست؟! چون ممکن است بگوییم که بین مولا و عبد ممکن است اخلال به نظام وارد نشود، اگر عبدی یک عملی را که شک دارد برخلاف رضای مولا هست یا نه، انجام بدهد، فرض کنید یک گوسفندی هست و او شک دارد که آیا مولا راضی است این گوسفند را ذبح کند یا نه، شک دارد بر اینکه راضی نیست اگر آمد مرتکب شد مولا می‌تواند او را عقاب کند و او را مؤاخذه کند و از این عقاب مولا اخلال به نظام وارد نمی‌شود. حالا اگر یک مولا بیاید عبدش را بر ذبح یک غنم عقاب کند، اینکه اخلال به نظام وارد نمی‌شود.