
قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان و عقوبات دنیوی و اخروی
قبح عقاب بلا بیان در عقاب دنیوی و اخروی در این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تمرکز بر نسبت این قاعده با عدل الهی و ملاکهای حکم عقل بررسی میشود. ابتدا دیدگاه مبتنی بر ملاک حفظ نظام در بنای عقلایی مطرح شده و سپس نقد میشود که عقل در تحلیل حسن و قبح، صرفاً به کارکرد اجتماعی اکتفا نمیکند و معیار اصلی را عدل و ظلم میداند. در ادامه، نسبت این قاعده با افعال الهی در دنیا و آخرت بررسی شده و دیدگاههایی مانند علّیت تکوینی اعمال و نیز تجسم اعمال در قیامت مطرح میشود تا روشن شود در هر دو تحلیل، مسئله قبح یا عدم قبح چگونه فهم میگردد. در پایان جلسه، با رد برخی تقریرها، تأکید میشود که با توجه به ملاکهای بیانشده در قرآن و روایات، امکان جریان قاعده در برخی فروض همچنان قابل دفاع است.
قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان و عقوبات دنیوی و اخروی
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
ملاک حکم عقل نسبت به مسائل عرفی
ملاک در حکم عقل نسبت به مسائل عرفی همانطوری که فرمودند عبارت از حفظ نظام است؛ عقل در مسائل عرفی و روابط اجتماعی به ملاک حفظ نظام، حکم به حسن و قبح در مسائل و قبح عقاب بلا بیان بهخصوص در مورد عقاب دنیوی دارد. البته بطلان این موضوع مسلّم است؛ بهجهت اینکه برفرض اینکه ما سیرۀ عقلائیه را قبول داشته باشیم این ملاک حفظ نظام براساس سیرۀ عقلائیه ممکن است توجیه پیدا کند؛ اما به لحاظ حکم عقل، عقل در اینجا فقط حفظ نظام را ملاک برای قبح عقاب بلا بیان نمیداند؛ بلکه موازین ظلم و عدل را ملاک برای بیان قبح عقاب بلا بیان میداند ولو در مسائل دنیوی همانطوری که قبلاً عرض شد.
دیدگاه مرحوم آخوند دربارۀ جریان قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان در امور دنیوی
بحث راجع به عقاب اخروی و مولای حقیقی است که این قاعده نسبت به مولای حقیقی همانطوری که مرحوم آخوند در کفایه دارند و حواشی ایشان چه صورتی پیدا میکند؟! اینهم بر دو قسم است؛ یا ما کارهای مولای حقیقی را نسبت به عقاب دنیوی و مؤاخذۀ دنیوی میسنجیم یا نسبت به عقاب اخروی و مؤاخذۀ اخروی میسنجیم. اما نسبت به دنیوی ـ همانطوری که مرحوم آخوند در کفایه اشارهای دارند و همینطور دیگران ـ این قاعده در مورد افعال مولا نسبت به عباد در امور دنیا جاری و ساری نیست1 بهجهت اینکه ما بسیاری از موارد را مشاهده میکنیم که باری تعالی این عباد را به انواع ابتلائات و انواع امراض و ضیق در امور معیشت ابتلا به فقد اولاد و مسائل دیگر دچار و مبتلا میکند؛ درحالیکه این افراد، افراد مطیع هستند، به قول معروف تامّ الاطاعه و بسیاری از معاندین و مخالفین را در صحّت، عافیت، سعه و معیشةً مُرتاحة قرار میدهد؛ درحالیکه آنها کافر و معاند و مغرض هستند. روی این حساب ما نمیتوانیم این مسئله قبح عقاب بلا بیان را نسبت به مسائل و ابتلائات دنیا جاری بدانیم؛ چون عقاب در اینجا محقق است ولو اینکه شخص مطیع باشد و عدم عقاب محقق است ولو اینکه شخص عاصی باشد. این مربوط به مسئلۀ دنیا است.
- کفایة الاصول، ج 3، ص 42.
