
قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان و عقوبات دنیوی و اخروی
قبح عقاب بلا بیان در عقاب دنیوی و اخروی در این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تمرکز بر نسبت این قاعده با عدل الهی و ملاکهای حکم عقل بررسی میشود. ابتدا دیدگاه مبتنی بر ملاک حفظ نظام در بنای عقلایی مطرح شده و سپس نقد میشود که عقل در تحلیل حسن و قبح، صرفاً به کارکرد اجتماعی اکتفا نمیکند و معیار اصلی را عدل و ظلم میداند. در ادامه، نسبت این قاعده با افعال الهی در دنیا و آخرت بررسی شده و دیدگاههایی مانند علّیت تکوینی اعمال و نیز تجسم اعمال در قیامت مطرح میشود تا روشن شود در هر دو تحلیل، مسئله قبح یا عدم قبح چگونه فهم میگردد. در پایان جلسه، با رد برخی تقریرها، تأکید میشود که با توجه به ملاکهای بیانشده در قرآن و روایات، امکان جریان قاعده در برخی فروض همچنان قابل دفاع است.
قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان و عقوبات دنیوی و اخروی
3اشکال بر دیدگاه مرحوم آخوند
اما اشکالی که بر این مطلب اینها وارد میشود این است که ما فعل خداوند را از چه شبکه و از چه شباک باید مورد نظر و محلّ تأمل قرار دهیم؟! آیا عقاب، ابتلاء، فقدان اولاد، تضیق در معیشت و امثالذلک اینها یک امور صدفهای و برحسب اتفاق است و مانند سایر مسائل متداول بین الناس از روی هویٰ و هوس و اهویه و... نشأتگرفته از مسائل نفسانی و دلبخواهی و کیفیت سلیقه است؛ یااینکه همۀ آنها دارای ملاک و دارای مصلحت و مفسده است؟!
اگر ما قائل به تحقق مصالح و مفاسد نفسالأمریه باشیم قطعاً هیچ امری از امور که مستند إلی الله تعالی است بدون مصلحت تحقق پیدا نمیکند. همانطور که امام سجاد علیهالسّلام در ادعیۀ مبارکۀ سجادیه راجع به ابتلائات به امراض1 این دواعی بسیار عالی و غایات بسیار مهمی را حضرت مدّنظر قرار میدهد، تضیقاتی که برای اینها پیدا میشود....
مصالح و مفاسد نفسالأمریه در ابتلائات دنیا
اینهمه روایاتی که داریم دالّ بر اینکه ابتلائاتی را که خداوند مؤمن را دچار میکند تمام آنها برای ترفیع درجات است، برای کفاره سیئات است. اینهمه روایات داریم برای چیست؟! شما بحثتان راجع به مولای حقیقی است یا مولای عرفی است؟! مولای حقیقی که کارش گتره نیست؛ بلکه روی حساب است و بیجهت که امری را انجام نمیدهد. یا آیات قرآن صریح بر این مطلب است؛ ﴿وَعَسَىٰٓ أَن تَكۡرَهُواْ شَيۡٔٗا وَهُوَ خَيۡرٞ لَّكُمۡۖ وَعَسَىٰٓ أَن تُحِبُّواْ شَيۡٔٗا وَهُوَ شَرّٞ لَّكُمۡ﴾2 اینهمه تصریح بر اینکه کراهت و محبت نسبت به یک امر ملاک برای حسن و قبح نیست؛ ملاک حسن و قبح عبارت از مصالح و مفاسد نفسالأمریه است. لذا براساس مصالح و مفاسد نفسالأمریه است که خداوند متعال این امور را علیٰ حسب ما یَراه مِنَ المصلحة نسبت به عباد خود ولو عباد مطیعین جاری میکند و شاید برای عباد مطیعین حتی چربتر هم بکند، کمی پیازداغش را هم بیشتر بکند! همانطوری که ما نسبت به ائمه علیهمالسّلام میبینیم که تضیقاتی که برای ائمه علیهمالسّلام بود به مراتب اکثر و اشدّ نسبت به تضیقات، امراض، فقدان اولاد و امثالذلک نسبت به افراد دیگر بود.
- جهت اطلاع رجوع شود به صحیفه سجادیه، ج 1، وَ كانَ مِن دُعائِهِ علیهالسلام إذا مرضَ أو نَزَلَ بِهِ كَربٌ أو بَلیّةٌ، ص 89.
- سوره بقره (2) آیه 216.
ترجمه: «چه بسیار شود که چیزی را مکروه شمارید ولی به حقیقت خیر و صلاح شما در آن بوده، و چه بسیار شود چیزی را دوست دارید و در واقع شرّ و فساد شما در آن است.» (محقق)
