اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قاعدۀ قبح عقاب بلا‌ بیان و عقوبات دنیوی و اخروی

0
اصول
اصول

قبح عقاب بلا بیان در عقاب دنیوی و اخروی در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تمرکز بر نسبت این قاعده با عدل الهی و ملاک‌های حکم عقل بررسی می‌شود. ابتدا دیدگاه مبتنی بر ملاک حفظ نظام در بنای عقلایی مطرح شده و سپس نقد می‌شود که عقل در تحلیل حسن و قبح، صرفاً به کارکرد اجتماعی اکتفا نمی‌کند و معیار اصلی را عدل و ظلم می‌داند. در ادامه، نسبت این قاعده با افعال الهی در دنیا و آخرت بررسی شده و دیدگاه‌هایی مانند علّیت تکوینی اعمال و نیز تجسم اعمال در قیامت مطرح می‌شود تا روشن شود در هر دو تحلیل، مسئله قبح یا عدم قبح چگونه فهم می‌گردد. در پایان جلسه، با رد برخی تقریرها، تأکید می‌شود که با توجه به ملاک‌های بیان‌شده در قرآن و روایات، امکان جریان قاعده در برخی فروض همچنان قابل دفاع است.

قاعدۀ قبح عقاب بلا‌ بیان و عقوبات دنیوی و اخروی

4
  • یک مرتبه من از مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ روی منبر در مسجد قائم در جلسۀ صبح روز جمعه شنیدم که ایشان می‌فرمودند:

  • برای من مسلّم است که هرچه خداوند عبدی را بخواهد به مراتبی برساند ابتلائات او را بیشتر خواهد کرد!

  • این هم شاهد حیّ و حاضر بر این مطلب البته إن‌شاءالله که ما دروغ نمی‌گوییم و اشتباه نکردیم ولی کیفیت صوتشان هم الآن در ذهن من هست.

  • علیٰ‌کلّ‌حال این مسئله قطعی و به‌طور مسلّم است که هیچ ذرۀ کاهی و کمترین مطلبی در این عالم صدفةً و برحسب اتفاق در این عالم به‌وجود نمی‌آید و این ناشی می‌شود از این ملاک کجی که متأسفانه ما داریم. ما نسبت به فلسفه و عرفان نظری اطلاع و آشنایی نداریم که تمام امور مستند به آن ذات حیّ قیوم است و تمام مسائل را ما نشأت‌گرفته از یک منبع حیات و منبع ذی شعوری می‌دانیم و خیال می‌کنیم که خدا مبتلا کرده است و می‌گوییم که باید بکند؛ حالا مرض را اینجا بیاورد آنجا ببرد، زلزله را در اینجا بیاورد، یک جا دیگر خسف بیاورد، یک جا دیگر صاعقه بیاورد، این اشکال ندارد. چون ما به مسائل عرفان نظری و فلسفۀ متعالیه اطلاع نداریم مبانی اصولی ماهم زیر سؤال واقع می‌شود. اینجاست که می‌گویند اطلاع بر مبانی عرفانی و حکمی ‌در کیفیت استنباط احکام دخیل است.

  • آنک مردن پیش چشمش تهلکه‌ست***امر «لا تلقوا» بگیرد او به دست1
  • برای مولانا است.

  • من در این واقعۀ روز عاشورا که در حرم امام رضا علیه‌السّلام اتفاق افتاده بود که یک عده شهید شدند، همین وهابی‌ها بمب منفجر کرده بودند یا بنا بر آنچه که معروف است منافقین بودند حالا هر کدامشان لعنة الله علیهم اجمعین، در این قضیه یک عده شهید شدند، حتی خود مرحوم آقا هم در تشییع جنازۀ اینها در مشهد شرکت کردند؛ علیٰ‌کلّ‌حال ما یکی از این آقایانی که از اهل علم است خیلی معروف در مشهد، ایشان هم در همان موقع در حرم بود، البته پشت بود و ظاهراً ضربه‌ای هم به او می‌خورد و گوشش هم یک مقداری آسیب می‌بیند و خون‌ریزی می‌کند، نمی‌دانم پرده‌اش پاره می‌شود یا نه، علیٰ‌کلّ‌حال خیلی شدید نبود، مختصری بود و بعد به بیمارستان می‌برند و می‌آورند و خیلی مسئلۀ مهمی نبود. ما به مناسبتی برای دیدنش رفتیم گفتیم: الحمد لله علی السّلامة و غیر ذلک گفت: الحمد لله خداوند ما را از این مهلکه نجات داد، این مهلکۀ عظیمی بود! این آقا می‌گوید: این مهلکه بود! خب تو در حرم اما رضا هستی، هر کسی آرزو دارد که حالا که قرار بر این است بزنند در حرم امام رضا بزنند و در حال دعا بزنند؛ اگر آنجا فوت می‌کردی قطعاً شهید بودی اینکه شکی ندارد! کسی که به زیارت امام رضا بیاید و در همان‌جا هم کشته بشود، به‌نظر من هیچ سعادتی بالاتر از این نیست! حالا البته اگر آدم بداند، نباید برود اما یک‌طوری که من حیث لا یشعر حالا رفت هم خلاصه رفت! این در خیمۀ امام رضا شهید شد؛ کدام سعادت از این بالاتر است؟! صحبت در این است که این را مهلکه می‌دانند و این را یک امر دنیایی مانند سایر این امور تلقّی می‌کنند. این به‌خاطر عدم اطلاع بر مبانی اصیل و حقیقی و ملاکات افعالی که در عالم دنیا انجام می‌گیرد و منشأ و سرچشمه و اصولِ فروعی که در اینجا تحقق پیدا می‌کند است که این‌گونه نسبت به آن حکم می‌کند.

    1.  مثنوی معنوی، دفتر سوم، جواب حمزه مر خلق را.