اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قاعدۀ قبح عقاب بلا‌ بیان و عقوبات دنیوی و اخروی

0
اصول
اصول

قبح عقاب بلا بیان در عقاب دنیوی و اخروی در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تمرکز بر نسبت این قاعده با عدل الهی و ملاک‌های حکم عقل بررسی می‌شود. ابتدا دیدگاه مبتنی بر ملاک حفظ نظام در بنای عقلایی مطرح شده و سپس نقد می‌شود که عقل در تحلیل حسن و قبح، صرفاً به کارکرد اجتماعی اکتفا نمی‌کند و معیار اصلی را عدل و ظلم می‌داند. در ادامه، نسبت این قاعده با افعال الهی در دنیا و آخرت بررسی شده و دیدگاه‌هایی مانند علّیت تکوینی اعمال و نیز تجسم اعمال در قیامت مطرح می‌شود تا روشن شود در هر دو تحلیل، مسئله قبح یا عدم قبح چگونه فهم می‌گردد. در پایان جلسه، با رد برخی تقریرها، تأکید می‌شود که با توجه به ملاک‌های بیان‌شده در قرآن و روایات، امکان جریان قاعده در برخی فروض همچنان قابل دفاع است.

قاعدۀ قبح عقاب بلا‌ بیان و عقوبات دنیوی و اخروی

5
  • پس تمام ابتلائاتی که خداوند متعال در این دنیا برای افراد به‌وجود می‌آورد، تمام اینها براساس یک ملاک است. در آیۀ شریفه داریم؛ ﴿وَلَا يَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَنَّمَا نُمۡلِي لَهُمۡ خَيۡرٞ لِّأَنفُسِهِمۡ إِنَّمَا نُمۡلِي لَهُمۡ لِيَزۡدَادُوٓاْ إِثۡمٗا1 یعنی این راحتی و این مسائل به‌خاطر این است که ما می‌خواهیم آن‌طرف پدرش را دربیاوریم. فعلاً به آنها میدان می‌دهیم تا آن‌طرف پدرشان را دربیاوریم. حالا روی این حساب آیا صحیح است که ما بگوییم: مسئلۀ قبح عقاب بلا بیان از طرف مولا در این دنیا نیست؟! چرا؟! خب این عین ظلم است؛ یعنی خداوند متعال یک نفر را در این دنیا به‌جهت یک عملی عقاب کند، عقابی که بدون بیان باشد یعنی بیان نداشته باشد؛ آیا این ظلم نیست؟! این ظلم است چه فرقی می‌کند؟! وقتی ما عمل مولا را عمل حکیمانه‌ای می‌دانیم و فعل او را فعل حکیمانه‌ای می‌دانیم، پس چطور یک مولای حکیم می‌آید بندۀ خودش را ـ حالا به اخروی هم کاری نداریم به همین دنیوی ـ فرض کنید بچه‌اش را از او بگیرد به‌جهت اینکه یک نماز را بدون بیان ترک کرده است؟! اصلاً این ممکن است؟! این مولا را ما نمی‌خواهیم! اگر این آقا می‌خواهد و مقرّرین می‌خواهند بخواهند! ما مخلص این مولا هستیم؛ ما مولایی می‌خواهیم که ارحم الرحمین است، مولای خوبی است، با بندگان خودش به محبت و به لطف و اینها عمل می‌کند. وقتی بلا بیان عقاب کند وای به‌ حال اینکه بیان داشته باشد که دیگر چه خاکی به سرمان بریزیم! آنجا چه کنیم؟! ما مولایی را می‌خواهیم که در آن دنیا تمام چیزهایی را که ما عناداً انجام دادیم ببخشد، حالا اینها بدون عنادش را هم می‌گویند: یقه‌ات گیر است! این دیگر خیلی سخت است! علیٰ‌کلّ‌حال «أنا عندَ ظنِّ عَبدىَ المؤمنِ بى‌»2 این حدیث قدسی است و خیلی مهم است. اگر ما نسبت به خدای متعال ظن حسن و حسن‌ظن داشته باشیم او هم با ما با رحمت و عطوفت و اینها عمل می‌کند و اگر نه نسبت به او حسن‌ظن نداشته باشیم و سوءظن داشته باشیم او هم اعتنا نمی‌کند. خودش هم راهش را نشان داده است دیگر از این بهتر؟! یک مقدار خلاصه ما زیرسبیلی یواشکی یک چیزهایی گفتیم! دیگر شما بگیرید و این‌قدر آن‌طرف نزنید این‌قدر خلاصه انیاب و اغوال برای ما درست نکنید! این یک مسئله بود.

    1. سوره آل عمران (3) آیه 178.
      ترجمه: «آنان که به راه کفر رفتند گمان نکنند که مهلتی که ما به آنها می‌دهیم به حال آنان بهتر خواهد بود، بلکه آنها را (برای امتحان) مهلت می‌دهیم تا بر گناه و سرکشی خود بیفزایند.» (محقق)
    2. الکافی، ج 2، كتاب الإیمان و الكفر، بابُ حُسنِ اَلظَّنِّ بِاللَهِ عَزَّوَجَلَّ، ص 72، ح 3:
      «عن أبى ‌الحسن الرّضا علیه‌السّلام قال: أحسِنِ الظّنَّ باللَهِ، فإنّ اللَهَ عزّوجلّ یقولُ: ”أنا عندَ ظنِّ عَبدىَ المؤمنِ بى، إن خیرًا فَخَیرًا و إن شرًّا فشَرًّا.“»
      ترجمه: «امام رضا عليه‌السّلام فرمود: به خدا خوش‌گمان باشيد زيرا خداى عزوجل مي‌فرمايد: من نزد گمان بنده مؤمن خويشم، اگر گمان او خوب است، رفتار من خوب و اگر بد است، رفتار من هم بد باشد.» (محقق)