اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قاعدۀ قبح عقاب بلا‌ بیان و عقوبات دنیوی و اخروی

0
اصول
اصول

قبح عقاب بلا بیان در عقاب دنیوی و اخروی در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تمرکز بر نسبت این قاعده با عدل الهی و ملاک‌های حکم عقل بررسی می‌شود. ابتدا دیدگاه مبتنی بر ملاک حفظ نظام در بنای عقلایی مطرح شده و سپس نقد می‌شود که عقل در تحلیل حسن و قبح، صرفاً به کارکرد اجتماعی اکتفا نمی‌کند و معیار اصلی را عدل و ظلم می‌داند. در ادامه، نسبت این قاعده با افعال الهی در دنیا و آخرت بررسی شده و دیدگاه‌هایی مانند علّیت تکوینی اعمال و نیز تجسم اعمال در قیامت مطرح می‌شود تا روشن شود در هر دو تحلیل، مسئله قبح یا عدم قبح چگونه فهم می‌گردد. در پایان جلسه، با رد برخی تقریرها، تأکید می‌شود که با توجه به ملاک‌های بیان‌شده در قرآن و روایات، امکان جریان قاعده در برخی فروض همچنان قابل دفاع است.

قاعدۀ قبح عقاب بلا‌ بیان و عقوبات دنیوی و اخروی

6
  • سه مسلک راجع به عقاب اخروی

  • بحث راجع به عقاب اخروی است. راجع به عقاب اخروی سه مسلک مطرح است:

  • مسلک اول

  • مسلک اول اینکه اعمال از باب یک جنبۀ علّی و از روی جنبۀ مؤثریت و مسبّبیت موجب عقاب اخروی هستند و مسئله هیچ‌گونه به ارادۀ خدا و به عبارت دیگر به خواست پروردگار برنمی‌گردد یا اینکه اراده و خواست پروردگار مبنی بر این است، هر دوتا فرق نمی‌کنند؛ یعنی من‌باب‌مثال اگر شما این سکّین را روی دستتان حرکت دهید سکّین دست را قطع می‌کند؛ حالا به خواست پروردگار باشد یا نباشد این اثر یک اثر تکوینی است؛ یعنی اثر تکوینی بر قطع سکّین است. البته خواست پروردگار و ارادۀ پروردگار بر جنبۀ تأثیر و تأثّر در نظام تکوین، اقتضای قطع را می‌کند لذا در بعضی از موارد ـ ذبح اسماعیل ـ می‌گوید: الخلیلُ یأمرنی و الجلیلُ ینهانی1 در آنجا سکّین قطع نکرد و ابراهیم سکّین را به سنگ زد و مثلاً گفت که لماذا لا تَقطَع؟! و آن سکّین با لسان خود گفت: الخلیلُ یأمرنی و الجلیلُ ینهانی! حالا در این نظام هم مسئله به این کفیت است. چه ما قائل باشیم یا نباشیم در این دنیا هر عملی از انسان سر بزند فعل مسبب برای سببی است و علت برای معلول است که آن عقاب باشد یعنی جنبۀ تکوینی و رابطۀ حقیقی ـ نه رابطۀ اعتباری ـ بین افعال و آن اسباب و علل وجود دارد. این یک قسم که ممکن است مسئله ترسیم بشود.

  • مسلک دوم

  • مسئلۀ دوم این است که تمام عقاب‌ها و مثوبات در یوم القیامه و جنت و نار تجسّم نفس عمل باشند یعنی جنبۀ علّیت و معلولیت نیست بلکه نفس فعل به‌صورت تجسم یک امری است. همان‌طور که در روایات داریم وقتی که شخص وارد قبر می‌شود یک انسان و جوان زیبایی آمد و از او سؤال می‌کند و می‌گوید: من نماز تو هستم مثلاً نمازی که در لیلةالرغائب خواندی2 یا نمازی که در فلان‌جا خواندی. و من باتو هستم تا روز قیامت تااینکه تو را داخل در بهشت کنم. این روایت براین‌اساس است. این به‌صورت جوان زیبا درآمدن، صورت برزخی همان عمل است؛ یعنی همان عمل خودش فی‌حدنفسه یک جنبۀ ملکوتی دارد. حالا اگر از این آقایان سؤال کنند چطور ممکن است آب خوردن من ـ اینکه دارم آب می‌خورم آب هیدورژن و اکسیژن است ـ تبدیل به انسان شود چه می‌گویند؟! یا این نمازی که من می‌خوانم این حرکت ید یک نوع ریاضت است، حرکت ید و رأس و سجود و رکوع و امثال‌‌ذلک چطور به یک شابّ جمیل تبدیل می‌شود؟! حالا از این مسئله بگذریم.

    1.  تفسیر منهج الصادقین، ج 8، ص 7.
    2.  البلد الأمین، ج 1، ص 170.