
قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان و عقوبات دنیوی و اخروی
قبح عقاب بلا بیان در عقاب دنیوی و اخروی در این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تمرکز بر نسبت این قاعده با عدل الهی و ملاکهای حکم عقل بررسی میشود. ابتدا دیدگاه مبتنی بر ملاک حفظ نظام در بنای عقلایی مطرح شده و سپس نقد میشود که عقل در تحلیل حسن و قبح، صرفاً به کارکرد اجتماعی اکتفا نمیکند و معیار اصلی را عدل و ظلم میداند. در ادامه، نسبت این قاعده با افعال الهی در دنیا و آخرت بررسی شده و دیدگاههایی مانند علّیت تکوینی اعمال و نیز تجسم اعمال در قیامت مطرح میشود تا روشن شود در هر دو تحلیل، مسئله قبح یا عدم قبح چگونه فهم میگردد. در پایان جلسه، با رد برخی تقریرها، تأکید میشود که با توجه به ملاکهای بیانشده در قرآن و روایات، امکان جریان قاعده در برخی فروض همچنان قابل دفاع است.
قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان و عقوبات دنیوی و اخروی
7علیٰکلّحال مسئلهای که مطرح است این است که این نفس عمل در یوم القیامه به ارادۀ پروردگار مبدّل به یک تجسمی میشود؛ التجسّمُ إمّا قبیح و إمّا حسن، اینهم یک نوع در باب قضیه است.
راجع به این دو طریق فرمودند که قبح عقاب بلا بیان در اینجا راه ندارد چرا؟ چون انفکاک علت از معلول مستحیل است؛ چه ما قائل باشیم بر اینکه عمل مسبِّب برای عقاب است، پس این یک علّیت و سببیّت و مسبّبیت را در اینجا اقتضا میکند، یااینکه ما معتقد باشیم که خود نفس عمل، بدون جنبۀ علّیت، مبدّل تکویناً متبدّل به آن صورت تجسمیه خواهد شد، پس قبح عقاب بلا بیان در اینجا معنا ندارد؛ بهجهت اینکه عمل وقتی که در این دنیا قبیح باشد؛ این عمل قبیح خواهد بود إلی یوم القیامه، و اگر عمل حسن باشد این عمل إلی یوم القیامه حسن خواهد بود. چه عمل قبیح باشد چه صحیح باشد اثر عقاب در آنجا مترتب است؛ حالا چه قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان باشد یا نباشد یعنی اصلاً قاعده در این جاری نیست. اگر عمل را ما به این نحو بدانیم، اصلاً قاعده در اینجا جاری نیست؛ چون یک ارتباط وثیق و یک علقهای بین علت و معلول موجود است که آن علقه هیچوقت منفک نخواهد شد. اگر کسی شراب بخورد چه قاعدۀ بلا بیان باشد یا نباشد نفس این شراب خوردن تبدیل به عقرب خواهد شد. یااینکه فرض کنید اگر کسی در اینجا نماز بخواند، نفس این صلاة تبدیل به صورت فرض کنید شجر، میوه یا بهتر حورالعین، بله تبدیل به حورالعین خواهد شد. مثلاً شما اینجا نماز خواندید، الآن یک حورالعین آنجا درست شد و منتظر شماست! شما از انتظار دربیاورید!
تلمیذ:...
استاد: نه حالا ایشان میتواند جواب بدهد که اگر قرار است ما با یک نماز یک حورالعین درست کنیم مدام اینجا نماز بخوانیم و ادامه بدهیم خلاصه آنجا بیشتر صف بکشند!
علیٰکلّحال مسئله در اینجا محلّ ایراد است و اشکالی که در این قضیه وارد است این است که بحثی راجع به تلازم عقلی بین مؤثّر و متأثّر و بین سبب و مسبب و بین علت و معلول نیست و تلازم بین هردو بهنحو اکید تلازم عقلی است و انفکاکش مستحیل است. ما صحبت در کبرای قضیه نداریم، بحث در تشخیص صغریٰ است؛ شما از کجا این فعل را قبیح میدانید؟! صحبت در این است. این فعل را شما قبیح بدان، بعد راجع به بقیۀ مسائل ما حرفی نداریم. این فعل را شما صریح بدان، ما راجع به لوازماتش دیگر بحثی نداریم. اگر این فعل قبیح باشد آنگاه یا بهنحو تجسّم اعمال یا بهنحو علّیت موجب عقاب است اما بحث راجع به این است که فعلی که از روی عدم بیان صادر میشود، فعل قبیح نیست اصلاً آن فعل قبیح نیست تااینکه شما بخواهید آن را مطرح بکنید.
