اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قاعدۀ قبح عقاب بلا‌ بیان و عقوبات دنیوی و اخروی

0
اصول
اصول

قبح عقاب بلا بیان در عقاب دنیوی و اخروی در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تمرکز بر نسبت این قاعده با عدل الهی و ملاک‌های حکم عقل بررسی می‌شود. ابتدا دیدگاه مبتنی بر ملاک حفظ نظام در بنای عقلایی مطرح شده و سپس نقد می‌شود که عقل در تحلیل حسن و قبح، صرفاً به کارکرد اجتماعی اکتفا نمی‌کند و معیار اصلی را عدل و ظلم می‌داند. در ادامه، نسبت این قاعده با افعال الهی در دنیا و آخرت بررسی شده و دیدگاه‌هایی مانند علّیت تکوینی اعمال و نیز تجسم اعمال در قیامت مطرح می‌شود تا روشن شود در هر دو تحلیل، مسئله قبح یا عدم قبح چگونه فهم می‌گردد. در پایان جلسه، با رد برخی تقریرها، تأکید می‌شود که با توجه به ملاک‌های بیان‌شده در قرآن و روایات، امکان جریان قاعده در برخی فروض همچنان قابل دفاع است.

قاعدۀ قبح عقاب بلا‌ بیان و عقوبات دنیوی و اخروی

8
  • ما فعلی را قبیح می‌دانیم که آن فعل عن عمدٍ و عن بیانٍ باشد وقتی که عن عمدٍ و بیانٍ بود آن فعل قبیح است والاّ اصلاً به‌طورکلی آن فعل از دایرۀ حسن و قبح بیرون می‌رود. نه‌اینکه بیرون برود؛ بلکه از این نقطه‌نظر بیرون می‌رود و به‌واسطۀ آن ملاک نفسی که دارد و آن ملاک نفسی موجب حسن و قبح است، آن فعل در خارج مستحسن یا قبیح شمرده می‌شود. پس به‌طورکلی اشکال بر این قضیه هم وارد شد.

  • مسلک سوم

  • قسم سومی که راجع به تعلق و رابطۀ بین افعال و عقاب گرفتند، فرمودند: این یک امر اعتباری است، این اراده و خواست پروردگار است؛ فعل در اینجا انجام می‌گیرد و ما اصلاً نمی‌دانیم قبیح یا مستحسن است؛ هیچ کار نداریم. خداوند متعال مترتب بر این فعل یک عقابی را محقق می‌کند؛ پس این فعلی که در اینجا انجام می‌گیرد ارادۀ پروردگار به آن تعلق گرفته است و ما نمی‌دانیم ارادۀ پروردگار بر چه ملاکی فعل را قبیح می‌داند و مستوجب عقاب، و بر چه ملاکی حسن می‌داند و مستوجب ثواب، ما ملاک را نمی‌دانیم. ملاک در بنای عقلا حفظ نظام است ملاک عبارت از ظلم و عدل است و ظلم و عدل مربوط به امور دنیوی است. لعلّ اینکه خداوند متعال ملاک دیگری برای عقاب داشته باشد ولو اینکه یک عبد فعل را مِن غیر عمدٍ و مِن غیرِ بیانٍ اتیان کند؛ لعلّ اینکه داخل در ملاک او باشد. او هم که ملاکش را به ما نگفته است که من بر چه ملاکی شما را عقاب می‌کنم!

  • پس قبح عقاب بلا بیان در اینجا هم نمی‌آید؛ به‌جهت اینکه قبح عقاب بلا بیان در آنجایی است که ما به ملاک مولا اطلاع و اشراف پیدا بکنیم و بعد آن‌وقت بدانیم این فعلی که در خارج انجام شد، مخالف با آن ملاک مولا است، پس مولا در اینجا ظالم است. پس روی این حساب مولا می‌گوید: من ملاک عقاب و ثواب را به شما نمی‌گویم بلکه می‌گوید: بروید احتیاط کنید چرا می‌گویید که بیان نیست، بیان نیست، شما باید احتیاط کنید. مگر بر مخالفت عن بیانٍ عقاب می‌کنم؟! فکر و سلیقه‌ام تعلق می‌گیرد بر عقاب، ولو بدون بیان.