اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دیدگاه مرحوم کمپانی در قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان (2)

0
اصول
اصول

قاعده قبح عقاب بلا بیان در این جلسه با تمرکز بر دیدگاه مرحوم کمپانی بررسی می‌شود و نسبت آن با تنجّز احکام تبیین می‌گردد. استاد آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهند که مرحوم کمپانی احکام را در صورت وصول، به مرحله حکم حقیقی و منجّز شدن برای مکلف می‌دانند و در غیر این صورت، مخالفت با آن را مخالفت با مولا نمی‌شمارند. سپس بحث به قضایای مشهوره در صناعات خمس و نقش آراء عقلا در شکل‌گیری این قاعده می‌رسد و تفاوت میان قضایای یقینی و مشهورات بررسی می‌شود. در ادامه، نسبت عقل عملی و عقل نظری و تأثیر شرایط اجتماعی در شکل‌گیری احکام عقلایی تحلیل می‌گردد و نشان داده می‌شود که بسیاری از داوری‌های عقلایی بر پایه حفظ نظام اجتماعی شکل می‌گیرد. نتیجه جلسه روشن می‌کند که مبنای قاعده، درک نوعی از عقل عملی و پذیرش عمومی عقلا در شرایط مختلف است.

دیدگاه مرحوم کمپانی در قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان (2)

5
  • منشأ عقل عملی و عقل نظری

  • حالا اینجا یک بحثی که پیش می‌آید این است که آیا منشأ عقل عملی و منشأ عقل نظری هردو یک عقل است یااینکه دو قوۀ متفاوت است و براساس تفاوت این دو قوه، دو نحوه عمل، از دو عقل و دو منشأ بروز و ظهور پیدا می‌کند؟! به عبارت دیگر در ما قوای متفاوتی است؛ یک قوه از غریزۀ ما غریزۀ شهوت است، یک غریزۀ ما تفکر است، یک غریزۀ ما رحمت و رأفت و عطوفت است؛ اینها همه غرایز متفاوتی هستند که در ما وجود دارند و چون اصل آنها متفاوت است آن فعل خارجی آنها هم متفاوت خواهد بود.

  • مثلاً یک غریزۀ ما غریزۀ غضب است آنچه که در مقام عمل از این غریزۀ غضب بروز پیدا می‌کند با آنچه که در مقام عمل از غریزۀ رحمت و عطوفت بروز پیدا می‌کند متفاوت خواهد بود؛ چون منشأ متفاوت است و نمی‌شود منشأ متفاوت باشد اما مابإزای خارجی واحد باشد، محال است پس این اختلاف در عقل عملی و در عقل نظری که ما می‌بینیم دو نحوه بروز و ظهور دارد، یک نحوه استنتاج قضایای کلیه‌ای...

  • ...که اکرام و مذمّت ایذاء و ایذاء حیوان و حسنِ جود و سخا و قبح جبن و بخل و این قضایایی که لها علاقةٌ بالفعل الخارجی، منشأ اینها قاعدتاً باید تفاوت کند؛ یعنی این یک عمل خارجی است و آن ما‌بإزای نفسی آنها بعضی‌ها همان‌طوری که گفتیم می‌گویند: ضمیر و وجدان است؛ مابإزای نفسی این‌گونه قضایا و منشأ این‌گونه قضایا عبارت از عقل کلی است به عبارت دیگر همان عقل افلاطونی است که در قضایای کلیه استنتاج براهین می‌کند و آن عقل مایز بین حق و باطل است، مایز بین نفس‌الأمر و واقع و غیر نفس‌الأمر است. این را فرق بین عقل نظری و عقل عملی دانستند.

  • روی این حساب آراء عقلا که وقتی ما می‌گوییم از اتفاق آراء عقلا بر یک مسئله‌ای، قضیۀ عقلائیه متولد می‌شود، معنایش این است که عقلا بدون لحاظ آن عقل نظری، با استناد به عقل عملی، احکامی را در مجتمع جعل می‌کنند ـ اینهایی که دارم خدمتتان عرض می‌کنم من دارم به تقریرات مرحوم کمپانی اضافه می‌کنم. ایشان فقط گفتند که جزء صناعات خمس است؛ اینها را ما باید اضافه کنیم تااینکه آن مطلب ایشان آن‌طورکه هست بیان بشود ـ بدون استناد به آن عقل نظری، با آن عقل عملی، آراء عقلا بر یک قضایایی اتفاق پیدا می‌کند که یکی از آن قضایا حسنِ عدل و قبح ظلم است. درست شد؟! پس مسئلۀ قبح ظلم و حسنِ عدل جزء قضایای متفقٌ علیها آراء العقلاء فی کلّ زمان خواهد بود و از آنجایی که بین عقل نظری و عقل عملی تفاوت است پس آن عقلی که این آراء عقلا بر آن عقل استناد دارد به‌خاطر نظام و حفظ نظام در هر شرایطی ممکن است حکم خاص به آن شرایط را القاء بکند و جعل کند.