اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دیدگاه مرحوم کمپانی در قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان (2)

0
اصول
اصول

قاعده قبح عقاب بلا بیان در این جلسه با تمرکز بر دیدگاه مرحوم کمپانی بررسی می‌شود و نسبت آن با تنجّز احکام تبیین می‌گردد. استاد آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهند که مرحوم کمپانی احکام را در صورت وصول، به مرحله حکم حقیقی و منجّز شدن برای مکلف می‌دانند و در غیر این صورت، مخالفت با آن را مخالفت با مولا نمی‌شمارند. سپس بحث به قضایای مشهوره در صناعات خمس و نقش آراء عقلا در شکل‌گیری این قاعده می‌رسد و تفاوت میان قضایای یقینی و مشهورات بررسی می‌شود. در ادامه، نسبت عقل عملی و عقل نظری و تأثیر شرایط اجتماعی در شکل‌گیری احکام عقلایی تحلیل می‌گردد و نشان داده می‌شود که بسیاری از داوری‌های عقلایی بر پایه حفظ نظام اجتماعی شکل می‌گیرد. نتیجه جلسه روشن می‌کند که مبنای قاعده، درک نوعی از عقل عملی و پذیرش عمومی عقلا در شرایط مختلف است.

دیدگاه مرحوم کمپانی در قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان (2)

7
  • من‌باب‌مثال حسنِ احترام با توجه به شرایط هر محیط تفاوت می‌کند؛ مثلاً در ژاپن یک نحو احترام می‌کنند و در ایران نحو دیگری احترام می‌کنند. عقل عملی در آنجا می‌گوید: این‌طور احترام کن، اما وقتی‌که شما در ایران می‌آیید می‌گوید که این قسم احترام کن. عقل عملی در اکرام ضیف در مورد اعراب می‌گوید: این‌طور اکرام کن اما این عقل عملی در مورد اکرام ضیف در مورد عجم می‌گوید: به این نحو اکرام بکن. اکرام علیٰ‌کلّ‌حال براساس عقل عملی است و مصداق این اکرام و خصوصیات این اکرام را هم آن عقل عملی بیان می‌کند.

  • این کلام مرحوم کمپانی بود که البته عرض شد راجع به کیفیت این عقل باید بحث کنیم.

  • عقل مرکب از حقائق و اعتباریات، منشأ احکام غالب مردم

  • علیٰ‌کلّ‌حال آنچه را که می‌خواهم عرض کنم و دیگر بحث را تمام کنیم این است که بنا بر اعتقاد مرحوم کمپانی ـ نه‌اینکه حالا ایشان اعتقادشان باشد، ما این مسئله را بر گردن ایشان می‌خواهیم بگذاریم ـ ما غیر از آن عقل عملی و عقل نظری، یک عقل دیگر هم در اینجا داریم و آن عقلی است که در خلط بین اعتباریات و حقیقت، یک معجون و مرکبی را می‌گیرد که آن معجون و مرکب را به‌عنوان اصل، برای وضع قضایای متعدده قرار می‌دهد؛ به‌خلاف عقل نظری که صرفاً براساس یقین و اوّلیات و بدیهیات حکم می‌کند. اما عقلی که قضایای او مشحون به اعتباریات هم هست همان‌طور که مردم این عقل را دارند؛ قضایایی که مردم الآن بر آن قضایا حکم می‌کنند. شما ببینید در این قضایا مشهورات و جدل و مغالطه و برهان مخلوط است؛ یعنی یک معجون و مرکبی است از قضایای مختلفه‌ای که بعضی از اینها و اصول اینها را اوّلیّات تشکیل می‌دهد و بعضی از اینها را مغالطه و جدل و قضایای معروفه و مشهوره اینها را تشکیل می‌دهد. گاهی از اوقات می‌بینیم ظنّ را به‌جای علم به‌کار می‌برند و شک را به‌جای ظن به‌کار می‌برند؛ در آن مواردی که حکم به علم می‌کنند حکم به ظن می‌کنند، در آن مواردی که باید به ظن و تخمین عمل کنند، به علم و یقین می‌خواهند در آن موارد عمل کنند. علیٰ‌کلّ‌حال این عقلی که الآن حاکم بر عموم و اکثریت مردم است، ما احساس می‌کنیم این عقل معجونی از ترکیب ظن، گمان، وهم، شک، استفاده از قضایای یقینی، مشهورات، جدل و اینها است که من‌حیث‌المجموع این عقل الآن بر این مجتمع حاکم است.