اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دیدگاه مرحوم کمپانی در قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان (2)

0
اصول
اصول

قاعده قبح عقاب بلا بیان در این جلسه با تمرکز بر دیدگاه مرحوم کمپانی بررسی می‌شود و نسبت آن با تنجّز احکام تبیین می‌گردد. استاد آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهند که مرحوم کمپانی احکام را در صورت وصول، به مرحله حکم حقیقی و منجّز شدن برای مکلف می‌دانند و در غیر این صورت، مخالفت با آن را مخالفت با مولا نمی‌شمارند. سپس بحث به قضایای مشهوره در صناعات خمس و نقش آراء عقلا در شکل‌گیری این قاعده می‌رسد و تفاوت میان قضایای یقینی و مشهورات بررسی می‌شود. در ادامه، نسبت عقل عملی و عقل نظری و تأثیر شرایط اجتماعی در شکل‌گیری احکام عقلایی تحلیل می‌گردد و نشان داده می‌شود که بسیاری از داوری‌های عقلایی بر پایه حفظ نظام اجتماعی شکل می‌گیرد. نتیجه جلسه روشن می‌کند که مبنای قاعده، درک نوعی از عقل عملی و پذیرش عمومی عقلا در شرایط مختلف است.

دیدگاه مرحوم کمپانی در قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان (2)

8
  • منظور کلام کمپانی این عقل است؛ یعنی این عقلی است که براساس این عقل قضایای مشهوره متولد شده‌اند نه براساس آن عقل نظری؛ یعنی این عقلی که در استفاده و ترتیب مقدماتش و اخذ نتایج معجون و مرکب قضایای بدیهی و گمان و اینها نتیجه‌گیری می‌کند و بعد حکم می‌کند، این عقل مادون آن عقلی است که فقط ناظر به قضایای کلی و مسائل کلی است.

  • البته راجع به اینها ما حرف داریم که اصلاً این حرف را قبول نداریم؛ حالا بحثش جلسۀ بعد إن‌شاءالله خواهد آمد که اینها قائل بودند که این قضایا هم متولد از عقل است نه اینکه متولد از وهم و اینهاست؛ اما مرتبۀ این عقل مرتبۀ مادون آن عقل قوی است که فقط بتواند قضایا را خیلی به‌طور منظم و مرتّب بخواهد آنها را استفاده کند.

  • تفاوت حکم بر اساس عقل با حکم بر اساس حدس و تخیل

  • مثل قاضی که وقتی می‌آید در دادگاه می‌خواهد نسبت به یک قضیه حکم بکند یک وقتی تمایل دارد به اینکه این قضیه انجام بشود، شما می‌بینید به هر جهت و به هر دلیلی یک مشت قرائن و شواهد را سرهم می‌کند و طرف را اعدام می‌کند! اما یک وقتی قاضی می‌آید روی قضیه پافشاری می‌کند و هر قرینه‌ای که می‌آید فکر می‌کند، لعلّ که این قرینه، قرینیّت نداشته باشد، دلیل می‌آید روی این دلیل تأمل می‌کند لعلّ اینکه دلیل در دلالتش غیر تام باشد، یک‌دفعه می‌بینید این قاضی پرونده را که به اینجا رسید بست و گفت: آزادش کنید اما آن قاضی همین پرونده را بررسی کرد و حکم به اعدام داد! چرا؟! چون او آمده اتکاء بر عقل نظری کرده و خواسته مقدمات برای اعدام را مقدمات بتیّه قرار بدهد؛ می‌بینید این مقدمات بتّی نیست. وقتی که مقدمات قطعی و بتّی نشد به صرف احتمال «ادرَءوا الحُدودَ بالشُّبُهاتِ »1 وقتی که دید شبهه در اینجا آمد حدّ هم در اینجا رد می‌شود.

    1.  من لا یحضره الفقیه، ج 4، كِتابُ الحُدودِ، بابُ نَوادِرِ الحُدودِ، ص ۷4، ح 5146:
      «قال رسولُ الله صلی الله علیه و آله و سلم:‌ ادرَءوا الحُدودَ بالشُّبُهاتِ و لا شَفاعَةَ و لا كَفالَةَ و لا یَمینَ فی حَدٍّ.»‌
      ترجمه: «رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: حدود را با شبهات دفع كنيد، و شفاعت و و كفالت و سوگند در حدّ وجود ندارد.» (محقق)