اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دیدگاه مرحوم کمپانی در قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان (3)

0
اصول
اصول

قبح عقاب بلا بیان در این جلسه محور اصلی بحث است و دیدگاه مرحوم کمپانی درباره قرار دادن آن در زمره مشهورات و آراء محموده بررسی و نقد می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی اقسام قضایای مشهوره از جمله عادیات، استقرائیات، خلقیات و آراء محموده را توضیح می‌دهد و ارتباط آنها با عقل عملی را روشن می‌کند. سپس این نکته تبیین می‌شود که حسن و قبح و از جمله قبح عقاب بلا بیان آیا صرف توافق عقلاست یا پشتوانه‌ای واقعی و عقلی دارد. در ادامه نسبت عقل عملی و عقل نظری بررسی شده و نشان داده می‌شود که بسیاری از این گزاره‌ها در نهایت به مبانی واقعی و ادراکات عقلی بازمی‌گردند. در پایان نتیجه گرفته می‌شود که قبح عقاب بلا بیان یک حکم مستقل عقلی است و نمی‌توان آن را صرف اعتبار یا اتفاق اجتماعی دانست.

دیدگاه مرحوم کمپانی در قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان (3)

2
  •  

  •  

  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  •  

  •  

  • صحبت راجع به کلام مرحوم کمپانی بود که قضیۀ قبح عقاب بلا بیان را از قضایای مشهوره داخل در صناعات خمس گرفته بودند و شاگردان ایشان هم طبعاً همین مسئله را مورد لحاظ قرار داده‌اند.

  • اقسام قضایای مشهوره

  • در قضیۀ مشهورات چند قسم برای مشهورات به‌حساب می‌آورند 

  • اول. قضایای عادیه

  • که یک قسم مسائل عادی است عادیات می‌گویند؛ یعنی قضایایی که آن قضایا برحسب عرف و عادت، معروف و مشهور شده‌اند و این عرف و عادت در هر طائفه‌ای مختلف است و فرق می‌کند با عاداتی که در طائفۀ دیگر هست. من‌باب‌مثال عادت حلق لحیه در میان ملل غرب هست؛ اما عادت ارسال لحیه در میان غیر آن ملل وجود دارد. عادت اکرام ضیف در مورد ملل شرق است؛ اما اکرام ضیف در مورد ملل غرب نیست و می‌گویند: هر کسی باید پول خودش را بدهد.

  • عادت لباس خاص برای یک ملت است و لباس دیگر هم برای افراد دیگر است. عادیات متفاوت هستند؛ هر کدام از اینها برحسب فرهنگ خودشان یک نوع حسن و قبحی را به عمل خارجی می‌دهند که تعبیر از حسن و قبح، حسن و قبح عقلی است؛ چون قضایای مشهوره جزء مستنتجات عقلی است؛ البته همان‌طور که در جلسۀ قبل عرض کردیم عقل عملی در اینجا مورد توجه قرار می‌گیرد.

  • بنابراین در عرف شرع ممکن است بعضی از قضایا قضایای عادیه باشند؛ ولی در عرف غیر شرع قضایای عادی نباشند. این یک قسم از مشهورات است که البته من از سست‌ترین موارد شروع کردم تا به آن مواردی که مابه‌الاِختلاف بین قضایایی است له واقعٌ و نفس‌الأمر یا قضایایی که واقع و نفس‌الأمر ندارند برسیم. مثلاً مسائل عادی یک قضایایی هستند که واقع و نفس‌الأمر ندارند، صرف اعتبار هستند. حلق لحیه به چه لحاظی در یک ملت رواج دارد و دارج و رایج است؟! صرفاً ممکن است که اصلاً بگوییم: یک نفر آمده حلق لحیه کرده است و بقیه از او متابعت کرده‌اند.