اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دیدگاه مرحوم کمپانی در قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان (3)

0
اصول
اصول

قبح عقاب بلا بیان در این جلسه محور اصلی بحث است و دیدگاه مرحوم کمپانی درباره قرار دادن آن در زمره مشهورات و آراء محموده بررسی و نقد می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی اقسام قضایای مشهوره از جمله عادیات، استقرائیات، خلقیات و آراء محموده را توضیح می‌دهد و ارتباط آنها با عقل عملی را روشن می‌کند. سپس این نکته تبیین می‌شود که حسن و قبح و از جمله قبح عقاب بلا بیان آیا صرف توافق عقلاست یا پشتوانه‌ای واقعی و عقلی دارد. در ادامه نسبت عقل عملی و عقل نظری بررسی شده و نشان داده می‌شود که بسیاری از این گزاره‌ها در نهایت به مبانی واقعی و ادراکات عقلی بازمی‌گردند. در پایان نتیجه گرفته می‌شود که قبح عقاب بلا بیان یک حکم مستقل عقلی است و نمی‌توان آن را صرف اعتبار یا اتفاق اجتماعی دانست.

دیدگاه مرحوم کمپانی در قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان (3)

3
  • الآن بسیاری از مسائل عادی و عرفیاتی که در جوامع هست براساس تقلید است؛ یعنی پوشیدن لباس‌های مخصوص براساس تقلید است، کیفیت تزیین براساس تقلید است، کیفیت تجمیل براساس تقلید است. همین مدهایی که الآن از خارج می‌آید و دیگران هم از آن متابعت می‌کنند همۀ اینها براساس تقلید است؛ یعنی اینها قضایای عادی می‌شوند، خیلی از این مسائل هستند که اینها اصلاً جنبۀ اصالت و واقعیت ندارند.

  • یعنی اصلاً در قضایای عادی این حسن و قبح دائر مدار اعتبار است؛ یک وقتی بود اگر یک روحانی رانندگی می‌کرد خیلی در میان مردم زشت و ناپسند بود و رانندگی و سیاقت سیاره برای غیر معمّمین مستحسن بود. یااینکه لباس‌های شهرت جزء مسائل عادی به‌حساب می‌آید که در شرع هم منهی است،1 لباسی که موجب اشتهار و شهرت انسان بشود. انسان باید لباسش عادی باشد و خیلی انگشت‌نما نباشد، مشارٌ بالبنان نباشد.

  • این مسائل، مسائل عادی است؛ گرچه ممکن است از نظر حسن و قبح با شرع مخالف باشد مثل همین حلق لحیه؛ اگر یک شخصی در خارج حلق لحیه نکند و به دیدن کسی برود شاید بی‌احترامی تلقی بشود؛ مثل اینکه شما با پیراهن و شلوار منزل به خانۀ کسی بروید می‌گویند: عمامه‌ات کجاست، قبا و ردایت کجاست؟! این بی‌احترامی تلقی می‌شود، آنها هم همین‌طور فرض کنید که اگر حلق لحیه در یک روز نکنند می‌گویند: بی‌احترامی تلقی شده است یا اگر کراوات زده نشود، بی‌احترامی تلقی می‌شود. شرکت در مجالس باید رسمی باشد حتماً با کراوات باشد والاّ این لباس، لباس غیر عرف تلقی می‌شود.

  • این عاداتی که به‌طورکلی فقط معیار برای حسن و قبح صرف یک قرارداد و اتفاق اجتماعی است فقط یک اتفاق است ولو اینکه مخالف با شرع باشد. این حسن و قبح موجب می‌شود که این قضایا جزء قضایای مشهوره بشوند، یکی از مصادیق قضایای مشهورات بشوند. البته راجع به اینها دیگر صحبت نمی‌کنیم و خصوصیات را شرح نمی‌دهیم که آیا این عادیات درست است یا درست نیست، آن یک بحث دیگر است فعلاً آنچه را که علمای علم میزان و منطق شمرده‌اند بیان می‌کنیم بوعلی در شرح اشارات دارد و بقیه هم آمده‌اند و تعبیرات آنها را بیان کردند.

    1.  الکافی، ج 6، كتابُ الزّیِّ و التَّجَمُّلِ وَ المُروءَة، بابُ كَراهیَةِ الشُّهرَةِ، ص 445، ح 4.