
دیدگاه مرحوم کمپانی در قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان (3)
قبح عقاب بلا بیان در این جلسه محور اصلی بحث است و دیدگاه مرحوم کمپانی درباره قرار دادن آن در زمره مشهورات و آراء محموده بررسی و نقد میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی اقسام قضایای مشهوره از جمله عادیات، استقرائیات، خلقیات و آراء محموده را توضیح میدهد و ارتباط آنها با عقل عملی را روشن میکند. سپس این نکته تبیین میشود که حسن و قبح و از جمله قبح عقاب بلا بیان آیا صرف توافق عقلاست یا پشتوانهای واقعی و عقلی دارد. در ادامه نسبت عقل عملی و عقل نظری بررسی شده و نشان داده میشود که بسیاری از این گزارهها در نهایت به مبانی واقعی و ادراکات عقلی بازمیگردند. در پایان نتیجه گرفته میشود که قبح عقاب بلا بیان یک حکم مستقل عقلی است و نمیتوان آن را صرف اعتبار یا اتفاق اجتماعی دانست.
دیدگاه مرحوم کمپانی در قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان (3)
4دوم. قضایای استقرائیه
یکی دیگر از آن مسائل استقرائیات است؛ استقرائیات از قضایای معروفه و مشهوره هستند. یکی از مشهورات قضایای استقرائیه است؛ قضایایی است که کافّۀ عقلا بر آن قضایا صحّه میگذارند و امضاء میکنند و یک قضیۀ معروفی است که بهطورکلی همه نسبت به این قضیه اتفاق نظر دارند. مثلاً چراغی که به منزل رواست به مسجد حرام است؛ این یکی از قضایایی معروف است که مثلاً السِّراجُ الذّی یضیءُ بِالبیت لا یَستَحِّق المسجد این یک قضیۀ معروفی است که همۀ آراء عقلا بر این قضیه اتفاق دارد؛ یا در یک قضیهای که مثلاً برحسب استقراء همه نسبت به این مسئله توافق دارند این است که جلوی ضرر را از هر جا گرفتن، اول منفعت است؛ همه میگویند. یا مثلاً اکرام ضیف، احترام به بزرگتر از قضایایی است که آرای همۀ عقلا بر این اتفاق دارد. حالا کیفیت احترامش یک مطلب دیگر است و به قضایای عادیه برمیگردد؛ یعنی ممکن است اصل و ریشۀ یک شیء صحیح باشد اما خود مصادیقش از نقطهنظر قضایای مشهوره فرق کند؛ اصلش داخل در یک قضایا هست، مصادیقش داخل در قضایای دیگر هست. اینهم به عبارت دیگر به استقرائیات تسمیه شده است.
سوم. خُلقیات
یکی از مسائل دیگر قضایای مشهوره مسئلۀ خُلقیات است؛ خُلقیات عبارت از آن صفات و ملکاتی است که در انسان هست و آن صفات و ملکات موجب میشود انسان یک عملی را خیلی راحت و به سهولت انجام بدهد؛ تعریفی که برایش کردند این است. مثلاً خلق سخاوت و جود؛ شخصی بخیل است اگر یک وقتی انفاقی هم بکند عن مشقّةٍ و عن صعوبةٍ این انفاق از او متمشّی میشود؛ اما فرض کنید شخص جواد و کریم خیلی به راحتی انفاق میکند و حتی اگر به او بگویند که آقا فلان کس آمد فلان پولت را هم برد، همینطور نگاه میکند و طوری نمیشود؛ یا اینکه اگر به شخصی قرض میدهد خیلی در بازپرداختش فشار وارد نمیکند و تحمیل نمیکند؛ این حکایت از این میکند. یا فرض کنید شجاعت از خلقیات است؛ مروّت از خلقیات است؛ اینها صفتی در انسان است که این صفت به مرتبۀ ملکه رسیده است و چون ملکه شده است؛ لذا صدور افعال متناسب با این صفت عن سهلٍ و عن سهولةٍ هست لا عن مشقّةٍ و صعوبةٍ این را هم خلقیات میگویند و از قضایای مشهوره است.
