اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

دیدگاه مرحوم کمپانی در قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان (3)

14٬098
اصول

قبح عقاب بلا بیان در این جلسه محور اصلی بحث است و دیدگاه مرحوم کمپانی درباره قرار دادن آن در زمره مشهورات و آراء محموده بررسی و نقد می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی اقسام قضایای مشهوره از جمله عادیات، استقرائیات، خلقیات و آراء محموده را توضیح می‌دهد و ارتباط آنها با عقل عملی را روشن می‌کند. سپس این نکته تبیین می‌شود که حسن و قبح و از جمله قبح عقاب بلا بیان آیا صرف توافق عقلاست یا پشتوانه‌ای واقعی و عقلی دارد. در ادامه نسبت عقل عملی و عقل نظری بررسی شده و نشان داده می‌شود که بسیاری از این گزاره‌ها در نهایت به مبانی واقعی و ادراکات عقلی بازمی‌گردند. در پایان نتیجه گرفته می‌شود که قبح عقاب بلا بیان یک حکم مستقل عقلی است و نمی‌توان آن را صرف اعتبار یا اتفاق اجتماعی دانست.

دیدگاه مرحوم کمپانی در قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان (3)

توضیحات:

قبح عقاب بلا بیان در این جلسه محور اصلی بحث است و دیدگاه مرحوم کمپانی درباره قرار دادن آن در زمره مشهورات و آراء محموده بررسی و نقد می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی اقسام قضایای مشهوره از جمله عادیات، استقرائیات، خلقیات و آراء محموده را توضیح می‌دهد و ارتباط آنها با عقل عملی را روشن می‌کند. سپس این نکته تبیین می‌شود که حسن و قبح و از جمله قبح عقاب بلا بیان آیا صرف توافق عقلاست یا پشتوانه‌ای واقعی و عقلی دارد. در ادامه نسبت عقل عملی و عقل نظری بررسی شده و نشان داده می‌شود که بسیاری از این گزاره‌ها در نهایت به مبانی واقعی و ادراکات عقلی بازمی‌گردند. در پایان نتیجه گرفته می‌شود که قبح عقاب بلا بیان یک حکم مستقل عقلی است و نمی‌توان آن را صرف اعتبار یا اتفاق اجتماعی دانست.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

دیدگاه مرحوم کمپانی در قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان (3)

12
  • بله، حسن و قبح جزء مستنتجات عقل عملی است؛ اما این عقل عملی در تحت اشراف عقل نظری است که یک ملاکی را آن عقل نظری درنظر می‌گیرد و براساس آن ملاک این قضایای عقل عملی را منطبق بر آن عقل نظری خودش می‌کند. اینجا دیگر بحث اعتبارات است.

  • بررسی ملاک حکم عقل عملی بر حسن عدل

  • من یک مثال فقط می‌زنم و این مسئله را تمام می‌کنم دیگر بیشتر در این قضیه توضیح نمی‌دهم؛ چون بالأخره مرحوم کمپانی این مطلب را فرمودند ما دیگر در اینجا یک قدری توضیح دادیم، و آن این است که عقل عملی حکم به حسن عدل می‌کند چرا؟! حفظاً لِلنّظام ما نقل کلام در حفظ نظام می‌کنیم که چرا حفظ نظام ضرورت دارد؟! بالأخره باید ببینیم که آیا حفظ نظام خودش مستحسن است یا ضرورت دارد؟ اگر حفظ نظام مستحسن است پس مخالف و مقابلش هم جایز است؛ درحالی‌که اتفاق آراء عقلا بر ضرورت حفظ نظام است نه بر اولویت حفظ نظام و رجحان حفظ نظام. وقتی که ضرورت حفظ نظام در اینجا روشن شد، ما می‌گوییم که چرا حفظ نظام در اینجا واجب است؟! به‌جهت اینکه لولا حفظُ النظام یَتَحقَّقُ الاِختلال بالنّظام؛ اختلال پیش می‌آید، اختلال که در نظام پیش آمد، این اختلال موجب هرج و مرج خواهد شد و هرج و مرج موجب سلب امنیت از انسان خواهد شد، سلب امنیت از انسان موجب ازبین رفتن قوا و استعدادات در حیات خواهد شد، ازبین رفتن قوا و استعدادات حیات موجب لغویت و لهویت خلقت انسان خواهد شد.

  • پس خلقت انسان که براساس یک غایت و براساس یک هدف که وصول از استعداد به فعلیت است لغو خواهد شد؛ پس این عمل خلقت، عمل لهوی خواهد بود و وجود انسان ضایع خواهد شد. آن‌وقت در اینجا عقل نظری می‌آید حکم کلی می‌کند و آن این است که هر چیزی که در خلقت خودش به آن غایت و به آن هدف مغیّا نرسد، هدف از آن خلقت و خلق بیهوده و لغو است. درست شد؟!

/ 260