اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دیدگاه مرحوم کمپانی در قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان (4)

0
اصول
اصول

نقد دیدگاه مرحوم کمپانی درباره قبح عقاب بلا بیان محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تقریر مرحوم کمپانی از نسبت میان قاعده قبح عقاب بلا بیان و قاعده دفع ضرر محتمل را توضیح می‌دهد؛ دیدگاهی که بر عدم تلازم میان تکلیف واقعی و استحقاق عقاب تکیه دارد. سپس به بررسی این مبنا می‌پردازد و با تفکیک مقام ثبوت و مقام اثبات، اشکال می‌کند که اساساً بحث از تلازم یا عدم تلازم میان حکم واقعی و عقاب در دو ساحت متفاوت مطرح شده است. در ادامه، نقش احتمال تکلیف در مقام اثبات و امکان تنجّز آن بررسی می‌شود و این ادعا که با نفی استحقاق عقاب، احتمال ضرر نیز از میان می‌رود مورد نقد قرار می‌گیرد. همچنین استدلال مرحوم کمپانی بر پایه قاعده لطف تحلیل شده و حدود و مصادیق این قاعده، از جمله عقل و هدایت‌های باطنی، تبیین می‌شود. حاصل بحث این است که احتمال تکلیف در همه موارد فاقد اثر نیست و در برخی موارد می‌تواند منشأ تنجّز و احتیاط عقلی باشد.

دیدگاه مرحوم کمپانی در قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان (4)

7
  • نقد مطلب مرحوم کمپانی

  • البته در اینجا هم ما می‌توانیم نسبت به کلام مرحوم کمپانی اعتراضی را وارد کنیم و آن اعتراض این است: 

  • اشکال اول

  • در اینکه یک غایتی مترتّب بر خلق است حرفی نیست و خلق برای رسیدن و وصول به مرتبۀ کمال تحقق پیدا کرده و خداوند متعال باید به مقتضای قاعدۀ لطف همان‌طوری که لطف او شامل خلقت اوّلیّه و وجود اوّلی برای ماهیات شده است و جعل به وجود اوّل و به کمال اوّل که عبارت از وجود اوّل است تعلق گرفته است، همین‌طور به مقتضای قاعدۀ لطف این جعل تعلق به کمال ثانی که عبارت از کمال آن وجود است هم تعلق می‌گیرد؛ ولی صحبت در این است آن کیفیت ترتّب و آن کیفیت جعل که در دست من و شما نیست. قاعدۀ لطف اقتضاء می‌کند که تمام احکام از مرحلۀ بعث و زجر به مرحلۀ حجّیت و اتمام حجیّت برسد به‌واسطۀ بلوغ و وصول به مکلف.

  • حالا این‌همه افرادی که احکام به‌دست آنها نرسیده ـ در این‌طرف و آن‌طرف ارض ـ کدام یک از اینها مشمول قاعدۀ لطف هستند؟! مگر ما در خود قرآن نداریم که ﴿إِلَّا ٱلۡمُسۡتَضۡعَفِينَ مِنَ ٱلرِّجَالِ وَٱلنِّسَآءِ وَٱلۡوِلۡدَٰنِ لَا يَسۡتَطِيعُونَ حِيلَةٗ1 این مستضعفین چه کسانی هستند؟! مستضعفین کسانی هستند که احکام به آنها نرسید؛ یعنی این افراد مشمول قاعدۀ لطف نیستند؟! فقط قاعدۀ لطف مربوط به افرادی است که برای آنها بعث رسل شده باشد تازه آن بعث رسل هم به مقام وصول و بلوغ هم رسیده باشد؟! اینها فقط مشمول قاعدۀ لطف هستند؟! چه فرقی بین اینها با دیگران هست که اینها فقط مشمول قاعدۀ لطف خدا باشند؟! نه آقاجان قاعدۀ لطف عبارت از لطف پروردگار به جعل ثانوی است؛ یعنی جعل وجود ثانوی و کمال ثانوی برای وصول به مراتب کمالی که بر آن کمال اول تعقل می‌گیرد؛ یعنی لوازم و شرایط آن کمال ثانوی بر آن کمال اول و آن منشأ را قاعدۀ لطف می‌گویند.

    1. سوره نساء(4) آیه 98. امام شناسى، ج ‌3، ص 76:
      «مگر آن دسته از مردان و زنان و كودكان كه حقيقتاً فرارگاهى نداشته و گريز و چاره بر ايشان ميسّر نبوده و به‌هيچ‌وجه گريزگاهى از آن دار الكفر به سوى دار الايمان نمى‌يافتند [آنها اميدوار به عفو و بخشش خدا باشند و البته خداوند بخشنده و آمرزنده است].»