
دیدگاه مرحوم کمپانی در قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان (4)
نقد دیدگاه مرحوم کمپانی درباره قبح عقاب بلا بیان محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تقریر مرحوم کمپانی از نسبت میان قاعده قبح عقاب بلا بیان و قاعده دفع ضرر محتمل را توضیح میدهد؛ دیدگاهی که بر عدم تلازم میان تکلیف واقعی و استحقاق عقاب تکیه دارد. سپس به بررسی این مبنا میپردازد و با تفکیک مقام ثبوت و مقام اثبات، اشکال میکند که اساساً بحث از تلازم یا عدم تلازم میان حکم واقعی و عقاب در دو ساحت متفاوت مطرح شده است. در ادامه، نقش احتمال تکلیف در مقام اثبات و امکان تنجّز آن بررسی میشود و این ادعا که با نفی استحقاق عقاب، احتمال ضرر نیز از میان میرود مورد نقد قرار میگیرد. همچنین استدلال مرحوم کمپانی بر پایه قاعده لطف تحلیل شده و حدود و مصادیق این قاعده، از جمله عقل و هدایتهای باطنی، تبیین میشود. حاصل بحث این است که احتمال تکلیف در همه موارد فاقد اثر نیست و در برخی موارد میتواند منشأ تنجّز و احتیاط عقلی باشد.
دیدگاه مرحوم کمپانی در قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان (4)
9پس احتمال ضرر در اینجا منتفی نیست که با احتمال ضرر، موضوع برای قاعدۀ دفع ضرر محتمل منتفی بشود، احتمال ضرر هست؛ همینقدر که یک مکلف احتمال تکلیف واقعی را میدهد، احتمال ضرر هم در اینجا وجود دارد. شما الآن احتمال میدهید که این إناء سمّ افعی است آیا احتمال ضرر که شما میدهید، احتمال تکلیف در اینجا نیست؟! این برای شما منجّز نمیشود؟! شما جدّاً در اینجا که احتمال ضرر میدهید ـ نه صددرصد منتها هفتاد درصد، هشتاد درصد ـ آیا میخورید؟! اگر احتمال یک سمّ مهلک مثل سیانور میدهید حتی بو هم نمیکنید، حتی بو کردنش هم خطر است و میگویید: اصلاً دور بریز و نیاور. درست شد؟!
روی این حساب چطور شما میگویید که احتمال ضرر در اینجا بهواسطۀ عدم استحقاق عقاب منتفی است؟! چون عدم استحقاق عقاب در اینجا محقق است و استحقاق عقاب منتفی است، پس احتمال ضرر هم منتفی است! احتمال ضرر که منتفی شد، موضوع برای دفع ضرر محتمل هم منتفی میشود دیگر چنین قاعدهای نمیتواند درقبال قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان عرض اندام کند! پس اینهم اشکال دیگر.
روی این حساب مرحوم آخوند میفرمایند که ـ البته صرفنظر از این اشکالی که شد ـ بنابراین دیگر جا و مکانی برای قاعدۀ دفع ضرر باقی نمیماند؛ دیگر دراینصورت قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان محکّم میشود. باز در اینجا با همین بیانی که عرض کردیم، مرحوم کمپانی همین تقریر را جلو میآورند و میگویند که وقتی که موضوع نشد پس قاعدۀ دفع ضرر محتمل هم دراینصورت وجود ندارد. این چکیدۀ فرمایشات مرحوم کمپانی بود که من قسمت آخر را دیگر خیلی خلاصه کردم چون توضیحش را داده بودم.
اما اشکال اساسی که بر این قضیه وارد میشود این است که مرحوم کمپانی و مرحوم آخوند مسئلۀ تنجّز احتمال و مراتب احتمال را فراموش کردهاند که ما از نقطهنظر تنجّز و عدم تنجّز، مراتب مختلفی نسبت به احتمالات داریم؛ در بعضی از احتمالات، نفس احتمال اصلاً منجّز است نهاینکه به یقین برسد، یقین که هیچ، بحث در نفس احتمال است که منجّز است. در یقین نسبت به این موارد که اصلاً صحبت نیست؛ بلکه نفس احتمال آنقدر مهم است که آن احتمال باید منجّز بشود. إنشاءالله برای جلسۀ بعد بماند.
