
تقریر قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان در بیان مرحوم نائینی (1)
محور اصلی این جلسه تبیین و بررسی دیدگاه مرحوم نائینی درباره قاعده قبح عقاب بلا بیان و نسبت آن با احتمال تکلیف و وجوب دفع ضرر محتمل است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا میان دو فرضِ عدم جعل حکم واقعی و عدم وصول حکمِ جعلشده تفکیک میکند و توضیح میدهد که مرحوم نائینی برای هر یک ملاک مستقلی در نفی استحقاق عقاب ارائه میدهد. سپس اقسام ضرر، شامل ضرر دنیوی، ضرر اخروی و مصالح و مفاسد مترتب بر افعال، مورد بررسی قرار میگیرد و جایگاه عقل و شرع در هر یک تبیین میشود. در ادامه، بحث از این است که آیا قاعده وجوب دفع ضرر محتمل میتواند بیان محسوب شود یا نه و دیدگاههای شیخ انصاری، مرحوم نائینی و آقاضیاء عراقی در این زمینه تحلیل میشود. نتیجه بحث آن است که احتمال تکلیف در همه موارد یکسان نیست و در موضوعاتی که شارع اهتمام ویژهای به آنها دارد، نفس احتمال میتواند منشأ تنجّز باشد؛ ازاینرو جریان قاعده قبح عقاب بلا بیان محدود به مواردی است که اهتمام شارع به احتیاط در آنها احراز نشده باشد.
تقریر قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان در بیان مرحوم نائینی (1)
6مرحوم نائینی در این قضیه اشکالی دارد ایشان میگوید: جعل حکم ظاهر مولا جنبۀ مولوی ندارد بلکه جنبۀ ارشادی دارد؛ یعنی مولا میگوید: من تو را به مخالفت حکم ظاهر که در اینجا موافقت با استصحاب است عقاب نمیکنم. اگر این قضیه مخالف با واقع درآمد تو را بهخاطر مخالفت با واقع در اینجا عقاب میکنم که چرا در اینجا به حکم ظاهر عمل نکردی؟! اگر به این حکم ظاهر عمل میکردی ولو اینکه مخالف با واقع بود باز تو مؤمّن از عقاب داشتی؛ ولی چون در اینجا به حکم ظاهر عمل نکردی و مخالفت تو منجرّ به مخالفت با حکم واقع شد پس در اینجا یا در مقام تجرّی یا در مقام فوت آن مصلحت واقعی و اتیان به مفسدۀ واقعی و دخول در مفسدۀ واقعی ـ از آن باب، نه از باب تجرّی ـ تو مستوجب عقاب هستی. حالا ما روی این بحث نمیکنیم فقط میخواهیم کلام مرحوم نائینی را بگوییم و دیگر به مسئله برسیم.
ادامۀ دیدگاه مرحوم نائینی دربارۀ اقسام ضرر
ضرر اخروی
نظر مرحوم نائینی این است که وجوب دفع ضرر محتمل اگر مربوط به ضرر دنیوی باشد، حکم عقلی در سلسلۀ تشریع احکام مولویه قرار میگیرد، اگر نه، مربوط به ضرر اخروی باشد و عقاب باشد، حکم عقلی در سلسلۀ معالیل تشریع قرار میگیرد چرا؟! چون دیگر در اینجا جعل شارع را میخواهد. ما باید ببینیم که شارع در اینجا چه چیزی جعل کرد؟! آیا عقاب را مترتّب بر محتملُ التکلیف کرده یا نکرده است؟ اگر عقاب مترتّب بر محتملُ التکلیف باشد، پس حکم عقل هم آن جعل شارع را تأیید میکند و اگر عقاب مترتّب بر متیقّن التکلیف لا محتمل التکلیف باشد پس وجوب دفع ضرر محتمل در سلسلۀ معالیل قرار میگیرد و در اینجا قبح عقاب بلا بیان حاکم بر این میشود؛ چون قبح عقاب بلا بیان در سلسلۀ علل هست. قبح عقاب بلا بیان میگوید که شارع در اینجا عقابی را مترتّب بر عدم تکلیف نکرده است؛ بر عدم تکلیف غیر واصل یعنی حکم غیر واصل؛ وقتی که شارع عقاب را مترتّب بر بیان غیر واصل نکند، بنابراین استحقاق عقاب درصورت عدم تکلیف قبیح میشود، وقتی که استحقاق عقاب قبیح شد، بعد قاعدۀ وجوب دفع ضرر محتمل، این حاکم میشود. پس اینهم درصورتیکه منظور از ضرر، ضرر اخروی باشد.
