جلسه ۲۸۱
توضیحات:
الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقرير 1: العلم الإجماليّ احکام شرعی ـ دلیل عقل (احتیاط)
جلسه ۲۸۱
6و اما ببينيم آقاي حكيم چه فرمودند؟ ايشان فرمودند که اين تقريري كه در اينجا شده است بهعنوان «وحدت معلومين» ـ بسيار حرف خندهداري است ـ اين مبتني بر اين است كه ما علم را عبارت از همان تعيّن خارجي بدانيم، ولي معلوم تعيّن خارجي نیست بلکه تصور ذهني است.
من خيال نميكنم هيچ آدم عاقلي در دنيا آمده باشد و علم را عبارت از همان شيء خارجي بداند، علم كه شيء خارجي نيست اين علم عبارت از همان صورت ذهنيه است و مسئله اصلاً به اين برنميگردد! يعني چه شما معلوم را تعيّن خارجي بدانيد يا معلوم را صورت ذهنيه بدانيد باز در اينجا مسئله و حكم تفاوتي نمیکند چون لعلّ لِقائلٍ أن یقول که ما در اينجا معلوم را همان تعيّن خارجي ميدانيم و اين تعيّن خارجي دو منشأ خارجي دارد، بنابراين دو معلوم است كه مصداق واحد پيدا كرده است الآن بنده اين نجاست را در اين ميبينم منبابمثال الآن قطرۀ خون آمده اين اناء را نجس كرده است و من اين را ميبنيم و از آنطرف قبلاً يك قطرۀ بول هم بين اين اناء و اناء ديگر مشتبه بود، قطرۀ بول با قطرۀ خون تفاوت دارد و هردوي اينها دو معلوم خارجي هستند و دو معلوم خارجي اقتضاي دو علم ميكنند و دو علم اقتضاي دو حكم را ميكنند، اين چه اشكال دارد؟! مسئلهاي پيش نميآيد. اشكال در اينجا نيست كه حالا اينها معلوم را تعيّن گرفتهاند و تعيّن خارجي را همان امر خارجي گرفتهاند. از اينجا اشكال پيش نميآيد فوقش هم اگر باشد مسئله دو منشأ دارد. اشكال و مسئله در چيز ديگر است لهذا ايشان ميفرمايد كه اشكال در اين است اما اگر ما علم را عبارت از صورت ذهنيه بدانيم دو علم و دو صورت ذهنيه مختلف دارند؛ يك تصور و صورت ذهنيه تعلق به امر مشخص گرفته است و يك صورت ذهنيه به يك امر مردد تعلق گرفته است بنابراين دو علم و اجتماع مثلين در اينجا لازم نيست. البته اين مطلب ایشان صحيح است كه اجتماع مثلين در اينجا نيست چون دو علم مختلف و دو علم خاص را دارد. از اين نقطهنظر اجتماع مثلين اشكال وارد نميشود.

