جلسه ۲۸۱
5حالا اگر مسئله در اينجا تفاوت داشت و مثلين در اينجا نبود ـ اشكالي در اينجا هست و من زودتر آمدم اين اشكال را مطرح كردم و بعداً صحبتش را در اينجا ميكنيم ـ فرض كنيد كه شارع دو حكم دارد مصداق هردو احتراز است، حكم هردو احتراز است ولي به دو لحاظ، اين را ديگر اجتماع مثلين نميگويند. فرض كنيد بهعنوان أنّه متنجّس یَجب الاحتراز عنه و بهعنوان أنّه مغصوبٌ یَجبُ الاحتراز عنه، اگر با ماء غصبی وضو بگیرید اين توضوء باطل است همينطور اگر با ماء متنجّس توضوء كنيد باطل است پس دو لحاظ است اين را اجتماع مثلين نميگويند.
در اينجا نبايد بگوييم که چون در اينجا احتراز، احتراز واحد است بنابراين بايد يك امر در اينجا وجود داشته باشد بلکه ممكن است جهات متعدده باشد يااينكه ممكن است يك شخص محكوم به اعدام بشود از يك لحاظ محكوم به اعدام است بهعنوان أنّة قاتلٌ و از جهت ديگر محكوم به اعدام است فرض كنيد كه زناي محسنه كرده است باز از جهت ثالث محكوم به اعدام است بهلحاظ اينكه سه بار حد بر او جاري شده است، ببينيد اين لحاظهاي مختلف موجب اعدام است. ثمره در اينجا ظاهر ميشود اگر منبابمثال متوليان دم ابراء ذمه كردند باز آن دو اعدام ديگر بهحال خودش باقي است. يك حكم از اينجا برداشته ميشود ولی احكام ديگر در اينجا باقي است. نميتوانيم بگوييم که اجتماع مثلين و امثال در اينجا است و جهتش را هم عرض ميكنم كه چرا بر اين است. جهتش اين است كه منشئش متفاوت است.
در مانحنفيه اجتماع علمين است؛ دو علم در اينجا موجود است و دو علم دو معلوم دارد؛ معلوم اول عبارت از متنجّس علي الإبهام است، معلوم دوم عبارت از متنجّس مشخص است، چه اشكال دارد؟! اشكالي ندارد. دو علم در اينجاست؛ اجتماع مثلين هم در اينجا نشده است یَجبُ الاحتراز عن هذا بِعنوان أنّه أحدُ الإنائین، و یَجبُ الاحتراز عن هذا بِعنوان أنّه مُتیقنُ النجاسة، چه اشكال دارد؟! مسئلهاي پيش نميآيد كه دو علم به يك موضوع واحد به دو لحاظ تعلق بگيرد. لحاظ متفاوت است بنابراين مورد ديگر در طرف علم اجمالي دراينصورت باقي خواهد ماند. اين اشكالي كه بر اين وارد ميشود.

