جلسه ۲۸۳
7خیلیها از این آقایان بودند مثل مرحوم بهبهانی که در اواخر عمر دچار نسیان شدند مرحوم حبیب الله رشتی شاگرد اعظم شیخ انصاری دچار نسیان شد، آنهم چه نسیانی! منزل خودش، محله و کوچه خودش را فراموش میکرد. اینقدر دچار فراموشی شد البته نقل میکنند من نمیدانم صحیح است یا غیر صحیح است میگویند که ایشان را در مسجد کوفه دعوت کرده بودند ـ اینها واقعاً عبرت است ـ و ماست جلوی ایشان بود و گفتند که آقا این ماست خیلی شیرین است، خیلی حلو است ایشان این دستش را به ماست زد ولی آن دستش را در دهانش گذاشت و گفت که بله خیلی شیرین است!
میگویند که وقتی زیارت امیرالمؤمنین علیهالسّلام میرفت ذغال با خودش برمیداشت و یک علامت میگذاشت تا این کوچه را فراموش نکند. وقتی برمیگشت شک میکرد که این علامت او است یا علامت شخص دیگر است! ایشان کسی بود که مقدمۀ واجب را ششماه بحث میکرد حالا دیگر بقیهاش را حساب کنید!
حالا منبابمثال اگر امر به اکرام زید فقیه بیاید دیگر نسیان پیدا شده است، و این امر منتفی است ولی اگر حکمت را واجد باشد امر به أکرم زیداً الحکیم در اینجا به حال خودش باقی میماند و بقا دارد پس در اینجا توارد علتین بر معلول واحد اشکال ندارد این علت أکرم زیداً الفقیه به عنوان فقه و طبیعت فقه تعلق گرفته است و أکرم زیداً الحکیم به عنوان حکیم تعلق گرفته است مِن حیث أنّه حکیمٌ حالا در عالم خارج این زید مصداق برای حکمت و فقه قرار گرفته است پس دراینصورت اشکال ندارد و اصل توارد علتین در اینجا بر معلول واحد اصلاً منتفی است. حالا راجع به این صحبت میکنیم که آیا این تنزیل حکمی و انحلال حکمی در اینجا محقق میشود بنا بر مبنای مقترحۀ آقای حکیم یا نه.
اللهم صل علی محمد وآل محمد

