جلسه ۲۸۷
توضیحات:
الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقرير 1: العلم الإجماليّ
جلسه ۲۸۷
8آقای حکیم در اینجا در اعتراض به این توجیه میفرمایند که این توجیه درصورتی صحیح است که ما علم را متعلق به اعیان خارجی بدانیم، نه متعلق به صور ذهنیه؛ یعنی علم ما که عبارت از همان طبیعت مهمله است که آن صورت ذهنیه دارد، آن طبیعت مهمله که همان معلوم ماست درصورتیکه به عین خارجی تعلق داشته باشد این اجتماع حکمین مثلین است. یعنی علم ما تعلق گرفته است به دو امری که در خارج هستند و معلوم ما عبارت از دو امری است که در خارج هستند و این دو امری که در خارج هست، باید دو امر باشد تا دوتا حکم داشته باشد اما اگر یک کاسه باشد که یک تعیّن خارجی داشته باشد و در این کاسه هم یک آب است و این هم یک تنجّس است، خب این دیگر معنا ندارد که دو حکم مماثل روی آن بیاید.
بنابراین درصورتیکه علم، متعلق آن امر خارجی و تعیّن خارجی است، چون تعیّن خارجی واحد است دیگر نمیشود موجب تعدّد معلوم بشود و معلوم بر واحد باشد، و چون دو معلوم است پس باید دو تعیّن خارجی باشد، چون در اینجا یک تعیّن خارجی است بنابراین دو معلوم در اینجا اشتباه است و نمیشود دو معلوم در اینجا وجود داشته باشد و باید در اینجا یک معلوم داشته باشیم.
اما اگر ما علم را عبارت از صور ذهنیه بگیریم دیگر در ذهن چه اشکال دارد؟! ممکن است در ذهن هزارتا إناء پیدا بشود؛ یک علم ما در عالم ذهن به أحد الإنائین المفروضین تعلق گرفته است، علم ثانی که صورت ذهنیه است به إناء متنجّس که آنهم صورت ذهنی دارد تعلق گرفته است چه اشکال دارد در ذهن صدتا إناء هم صورت ذهنی داشته باشد؟! آنچه که در خارج هست باید یکی باشد اما آنچه که در ذهن هست ممکن است هزارتا صورت ذهنی داشته باشد و بر هرکدام از آن هزارتا یک علم و یک حکم خاص تعلق گرفته باشد. ما یک حکم برای احتراز از أحد الإنائین در ذهن داریم، یک حکم مماثل برای احتراز از إناء مخصوص در ذهن داریم.

