جلسه ۲۸۸
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
جواب تفصیلی به مرحوم حکیم دربارۀ عدم تعلق علم به عین خارجی
عرض شد ايراد مرحوم حكيم بر تقرير اول از انحلال علم اجمالي كه مبتني بر وحدت علم و معلوم بود و مسئله را با اقل و اكثر استقلالي قياس كرده بودند که شايد اين ايراد در جاي خودش نباشد؛ جهتش اين بود كه ايشان ميفرمايند که در اقل و اكثر استقلالي علم و معلوم واحد است كه عبارت از نفس همان مورد متيقن و اضافي و زائدِ مشكوك است، ولي در مانحنفيه معلوم دوتا است و علم دوتا است؛ علمين است و معلومين؛ علم اول، علم اجمالي به أحد الإنائين، تعلق حكم به أحد الإنائين، علم دوم، علم متيقن تفصيلي به نجاست إناء متعيَّن، بنابراين مقايسۀ مانحنفيه به اقل و اكثر استقلالي معالفارق است.
جوابي كه ما در آنجا داديم اين بود كه در اقل و اكثر استقلالي هم دو علم است و دو معلوم، منتها بهواسطۀ علم ثاني كه يقين به تعلق تكليف به اقل متيقن است، خودبهخود علم ثاني منتفي ميشود، بهجهت اينكه مورد طرف علم اجمالي از محل بحث خارج ميشود. وقتي كه علم به مورد متيقنِ اقل تعلق گرفت، با خروج مورد متيقن اقل، شك بدوي نسبت به تعلق تكليف به مورد زائد و مورد اضافي خواهد شد پس علم اجمالي منحل ميشود و شك، شك بدوي ميشود.
در مانحنفيه هم ممكن است ما همين را بگوييم؛ بگوييم که گرچه دو علم و دو معلوم است، علم اول، علم اجمالي نسبت به تعلق تكليف به أحد الإنائين، علم ثاني، علم متيقن نسبت به مورد متيقن، الاّ اينكه بهمحض تعلق تكليف به مورد متيقن اين مورد از تعلق تكليف بأحدهما خارج بشود، يعني اجتناب عن هذا الإناء عَلی أیّ حالٍ لازمٌ چه بهعنوان علم اجمالي و چه بهعنوان علم تفصيلي، نسبت به اين مورد خاص. وقتي كه اين مورد خارج شد، شك در تعلق تكليف نسبت به إناء ديگر است، خب طبعاً شك، شك بدوي خواهد شد و دیگر شك مستند به علمين نيست. البته نسبت به اين مطلب يك شبههاي است كه إنشاءالله بعداً اين شبهه را ذكر ميكنيم.

