جلسه ۲۸۸
3جواب دومي كه مرحوم آقاي حكيم دادند عرض شد که فرمودند: اين انحلال به طريق دوم مبتني بر تعلق تكليف به اعيان خارجي است يعني آن شخص مجيب و قائل به انحلال، قائل به تعلق طبيعت مهمله بر طبيعت شخصيۀ خارجيه و انطباق طبيعت مهمله بر طبيعت شخصيۀ خارجيه است و طبيعت مهمله عبارت از تنجّس أحد الإنائين است و طبيعت شخصيۀ خارجيه عبارت از إناء معيّن و متشخص به علم تفصيلي و نجاست هذا الإناء الخاص است، آن طبيعت مهمله كه نجاست أحد الإنائين است بر اين طبيعت خارجيه تعلق ميگيرد و تعلق تكليف بر دو مورد، دو حكمينِ مثلين محال است كه تكليف تعلق بگيرد به وجوب احتراز عن هذ الإناء مِن حیث إنّه مصداقٌ للطبیعة المهملة و تكليف تعلق بگيرد بهذا الإناء مِن حیث إنّه مصداق للطبیعة الشخصیة اجتماع حكمين مثلين بر مورد واحد محال و ممتنع است. اين مطلب را قائلين به انحلال گفتند.
مرحوم آقاي حكيم ميفرمايند كه اشكال در اين طريق اين است كه اين آقايان علم را مبتني بر تعلق نفس به خارج كردند، اما علم مبتني بر صور و بر اعيان خارجيه نيست بلکه علم مبتني بر همان صور ذهنيه و وجود ذهني است بنابراين با توجه به اين مسئله در اينجا ما دو علم داريم يعني دو معلوم ذهني داريم؛ يك معلوم ذهني ما نجاسة أحد الإنائین است، يك معلوم ذهني ما عبارت از نجاست إناء متعين و متشخص است. پس اين دو علم، اقتضاي دو تكليف جدا را ميكنند؛ يك تكليف به نجاسةُ أحد الإنائین مِن حیث إنّه مردّدٌ بینهما تعلق گرفته است و يك تكليف به نجاسة إناء مشخص مِن حیث تعلق العلم بالیقین تفصیلی بهذا الإناء تعلق گرفته است. بنابراين تعدد صور علميه در ذهن اشكال ندارد كه صور علميه دهتا در ذهن باشد اشكال ندارد و اشكال در آنجايي است كه علم به خارج تعلق بگيرد، اگر علم به خارج تعلق بگيرد اجتماع حكمين مثلين و امتناع است، اما اگر صدتا حکم تعلق به ذهن بگيرد، خب بگيرد، به ذهن كه تعلق بگيرد كه اشكالی بهوجود نميآيد، صور ذهنيه در ذهن با همديگر كه تعارض و تزاحم ندارند.

