جلسه ۲۸۸
4اشكالي كه نسبت به اين مسئله بر ايشان وارد ميشود اين است كه اولاً مولا تعلق تكليف و وجوب تكليفش آيا فقط بر معلوم بالذات است كه عبارت از صورت ذهني است يا تكليف تعلق ميگيرد به معلوم بالذات به لحاظ انطباقش بر معلوم بالعرض كه عبارت از اعيان خارجي است؟ وقتي كه مولا ميگويد: لا تَشرب الخمر آيا حرمت خمر به معلوم بالذات در ذهن است یعنی به آن خموري كه انسان در ذهن تصور ميكند که إن كان هذا الإناء خمراً، إن كان هذا الإناء خمراً ، إن كان هذا الإناء خمراً، خب الآن ما سهتا خمر در خارج داريم ولي سهتا خمر در ذهن هم داريم، آن خمر در ذهن ملعوم بالذات ميشود و اين خمر در خارج معلوم بالعرض ميشود، تكليف مولا به كداميك اين دو تعلق ميگيرد؟! آيا به خمر خارجي تعلق ميگيرد يا به خمر ذهني تعلق ميگيرد؟! خب اجتناب از خمر ذهني كه محال نيست، شما هزار خمر هم در ذهنتان تصور كنيد، اشكال ندارد ولي مكروه است كراهتش بهجاي خود.
حضرت عيسي علي نبينا و آله عليهالسّلام به حواريين ميفرمود كه موسي از عمل زنا نهي كرده است ولی من حتي از تصور زنا هم نهي ميكنم، چون كسي كه كنار ديوار است و يك دخاني پشت اين ديوار در حال تصاعد است، گرچه این شخص در آن دخان قرار ندارد اما آن دخان از پشت ديوار به او سرايت ميكند، مضمون روايت است.1 لذا تصور زنا هم مكروه است.
عدم تعلق نهي بر صور ذهنيه، الاّ به لحاظ حكايت از اعيان خارجي
ولي بحث حرمت بحث ديگري است. اينها از امور اخلاقي است، بحث حرمت و شرع و اينها مربوط به تعلق تكليف به اعيان خارجي است منتها چون تكليف در يك قضيۀ طبيعت مهمله بهعنوان يك كلي قابل انطباق بر افراد خارجي و بر طبايع شخصيه است از اين نقطهنظر در ذهن اين قضيه تصور پيدا ميكند. پس معلوم بالذات تكليف ما عبارت از آن قضيه و صورت ذهنيه است معلوم بالعرض كه مراد شارع و مراد آمر به اوامر و نواهي است، مراد آن قضاياي خارجيه و طبايع شخصيۀ خارجيه است. هیچوقت نهي بر صور ذهنيه تعلق نميگيرد، اگر نهي بر صور ذهنيه تعلق بگيرد، به لحاظ حكايت از آن اعيان خارجي است وقتي كه ميگوييم: لا تشرب الخمر بهنحو اطلاق، به معناي انطباق قضيۀ طبيعيۀ مهملۀ ما بر آن افراد خارجي است كه هذا الخمر و هذا الخمر و هذا الخمر است.
- . الکافی، ج 5، كِتابُ النِّكاحِ، بابُ الزّانی، ص 54۲، ح 7:
«عَن عَبدِ اللهِ بنِ سِنانٍ عَن أبیعَبدِاللهِ عَلَیهِ السَّلامُ قالَ: إجتَمَعَ الحَواریّونَ إلَى عیسَى عَلَیهِالسَّلامُ فَقالوا لَهُ: یا مُعَلِّمَ الخَیرِ أرشِدنا! فَقالَ لَهُم: ”إنَّ موسَى كَلیمَ اللهِ عَلَیهِ السَّلامُ أمَرَكُم أن لا تَحلِفوا بِاللهِ تَبارَكَ وَ تَعالَى كاذِبینَ وَ أنا آمُرُكُم أن لا تَحلِفوا بِاللهِ كاذِبینَ وَ لا صادِقینَ!“ قالوا: یا روحَ اللهِ زِدنا! فَقالَ: ”إنَّ موسى نَبیَّ اللهِ عَلَیهِ السَّلامُ أمَرَكُم أن لا تَزنوا وَ أنا آمُرُكُم أن لا تُحَدِّثوا أنفُسَكُم بِالزِّنا فَضلاً عَن أن تَزنوا فَإنَّ مَن حَدَّثَ نَفسَهُ بِالزِّنا كانَ كَمَن أوقَدَ فی بَیتٍ مُزَوَّقٍ فَأفسَدَ التَّزاویقَ الدُّخانُ وَ إن لَم یَحتَرِقِ البَیتُ.“»
ترجمه: «عبد الله بن سنان گويد: امام صادق عليهالسّلام فرمود: روزى حواريّون نزد حضرت عيسى عليهالسّلام گرد آمدند و به حضرتش عرض كردند: اى آموزگار نيكى! ما را ارشاد فرما. حضرت عيسى عليهالسّلام به آنان فرمود: موسى كليم الله به شما دستور داده است كه به خداوند تبارك و تعالى سوگند دروغ ياد نكنيد و من به شما فرمان مىدهم كه به خداوند سوگند دروغ و راست ياد نكنيد. حواريّون عرض كردند: اى روح الله! بيشتر ما را راهنمايى فرما. فرمود: موسى كليم الله به شما فرمان نموده است كه زنا نكنيد و من به شما دستور مىدهم كه اصلاً در مورد آن فكر هم نكنيد. زيرا هركس در مورد زنا فكر كند مانند كسى است كه در خانهاى طلاكارى شده آتش بيفروزد و دود آتش، نقش و نگارها را سياه كند، گرچه خانه آتش نگرفته است.» (محقق)
- . الکافی، ج 5، كِتابُ النِّكاحِ، بابُ الزّانی، ص 54۲، ح 7:

