جلسه ۲۸۹
4پس در اینجا علم تفصیلی مورد را از مورد علم اجمالی خارج میکند و میگوید که این یَجبُ الاحتراز است پس موضوع محقق است.
بنابراین با وجود خروج مورد از علم اجمالی، اگر باز علم اجمالی بیاید و منجّز همین باشد، نفس این اجتماع حکمین متماثلین است، حالا که خارج شد دیگر در اینجا بحثی نیست، این از تحت علم اجمالی بیرون آمد. اگر باز در اینجا مشمول احتراز بشود خب اینکه محترز است و خارج شده است اما باز شارع بگوید که احتراز کن! نمیشود! مثلاً شارع بگوید که «صلّ» آنوقت شما که نماز را خواندید دوباره بگوید که «صلّ»! دو مرتبه که نمیشود؛ وقتی که احتراز از این مسلّم شد دوباره به علم اجمالی نمیشود شارع بگوید که باید احتراز محقق بشود. این کلام مرحوم آقای حکیم بود که در اینجا نسبت به قضیه با تقریب ما تقریباً قائل به انحلال حکمی شدند، نه انحلال تکوینی.
راجع به این مسئله عرض میشود که در این مسئلۀ اجتماع علمین متماثلین یک اشکالی که پیش میآید این است که این اجتماع دو علم درصورتی باهم مزاحمت دارند که این مزاحمت در مورد اتفاق باشد، همانطور که در مورد عام و خاص مِن وجه میگوییم که أکرم العلماء، بعد میگوییم که لا تکرم الفُسّاق؛ أکرم العلماء از یک ناحیه عام است و عالم عادل و فاسق را شامل میشود که عام از دلیل نهی است، لا تکرم الفُسّاق عام است بر این دلیل از حیث اینکه فاسق عالم و فاسق غیر عالم را شامل میشود مادۀ افتراق آنها عالم عادل است، آنهم فاسق غیر عالم است این ماده، مادۀ افتراق است و مادۀ اجتماع آن عبارت از عالم فاسق است این ماده، مادۀ اجتماع و تصادم دلیلین است هم دلیل أکرم العلماء در اینجا ناظر است و هم دلیل لا تکرم الفُسّاق در اینجا ناظر است این میشود مادۀ اجتماع و تصادم در اینجا است. وجه جمع چطوری است؟! وجه جمع به این است که نسبت به مورد واحد در آنجا هردو ساقط میشوند و باید به ادلّۀ دیگر و مرجحات دیگر مراجعه کنیم که آیا دلیل أکرم العلماء را ترجیح بدهیم یا دلیل لا تکرم الفُسّاق را در اینجا ترجیح بدهیم؟! اما هرکدام در مورد خودشان بلامنازع هستند یعنی أکرم العلماء در مورد عادل بلامنازع است، لا تکرم الفُسّاق در مورد فاسقِ غیرِ عالم بلامنازع است، دیگر در آنجا که باهم دعوا ندارند.

