جلسه ۲۹۰
توضیحات:
الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقرير 1: العلم الإجماليّ
جلسه ۲۹۰
5در صورت اول اصلاً علم اجمالي نميتوانست تأثیر كند چون تحصيل حاصل بود در صورت دوم اين علم تفصيلي ما با علم اجمالي طاری معارض شده است و اين تعارض علتين بر معلول واحد است تعارض سببين بر مسبب واحد است در تعارض علتين بر معلول واحد و سببين بر مسبب واحد، در اينجا ايشان ميفرمايند که يا ما بايد قائل بشويم به جواز توارد علتين واحد بر معلول واحد و این را قبول كنيم که اين محال است! يا بايد قائل باشيم بر اينكه ترجیح أحدهما دونَ الأخر بِلا مرجِّحٍ و هو محالٌ يا قائل باشيم بر اينكه اصلاً وقتي دو علت بر معلول واحد تعارض ميكنند هردو از علّيت ساقط ميشوند و ديگر هيچكدام اثر ندارند. مثل اينكه دوتا گلوله هردو در مغز اين بيايند و اين گلوله با اين گلوله معارضه کند و اثر نداشته باشند و طرف بلند شود راه بیفتد چون هيچكدام از اين دوتا تأثير نميگذارند!
خدا رحمت كند مرحوم شیخ مرتضي حائری وقتي كه ميخواست اين چيزها را مسخره كند اين مثال را بیان میکرد! درحالیکه اين مثال غلط است، خدا رحمتش كند! بندۀ خدا فلسفه نخوانده بود! ميگفت که چرا ميگويند که توارد علتين بر معلول واحد محال است؟! كجا محال است؟! اگر محال باشد پس بايد وقتي دوتا گلوله را شما در كلۀ يكي ميزنيد اين موجب تساقط و آنهم موجب تساقط بشود و طرف بلند شود راه بيفتد برود. اينكه نميشود!
بنابراين بايد راجح بر مرجوح در اینجا حاكم باشد، خب از علم تفصيلي و علم اجمالي كداميك مقدّم بر ديگري است؟! علم تفصيلي. اجتماع مثلين كه گفتيم محال است، درصورت تعارض بين حكم علم تفصيلي و علم اجمالي قطعاً علم تفصيلي مقدّم است چون علم تفصيلي خودش بنفسه منجّز است و علم اجمالي لولا المانع منجّز است خب در اينجا اين بدون مانع است و آن مانع دارد، پس علم اجمالي ساقط ميشود و وقتي ساقط شد، طرف مقابل كه مشكوك است مباح الإتيان است. اين در صورتي است كه علم تفصيلي مقدّم باشد.

