اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۲۹۰

0
اصول
اصول

الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقرير 1: العلم الإجماليّ

جلسه ۲۹۰

2
  •  

  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  •  

  • بحث راجع به تعارض بين علم تفصيلي و علم اجمالي درصورت اقتران و تقارن اين دو علم بود. مرحوم آقاي حكيم فرمودند كه به‌واسطۀ امتناع اجتماع حكمين مثلين اين تقارن و اقتران موجب سقوط علم اجمالي از منجّزيت و تأثير است به‌جهت اينكه علم تفصيلي هيچ مانعي براي تنجّز ندارد به‌واسطۀ اينكه علم تفصيلي خود محقِّق موضوع است و به‌واسطۀ تحقيق موضوع، حكم هم كه عبارت از همان وجوب احتراز است ثابت مي‌شود! مانع عبارت از ـ لو فرض ـ همان علم اجمالي است كه به أحد الإنائین از مردد بين الإنائین تعلق گرفته است و چون علم اجمالي از علم تفصيلي از نظر حكم متأخر است بنابراين آن امتناع اجتماع حكمين موجب سقوط علم اجمالي از حجيت مي‌شود و علم تفصيلي به تنجيز خودش باقي مي‌ماند. اين كلام مرحوم آقاي حكيم بود.

  • براین‌اساس ايشان مي‌فرمايند كه دأب و دِيدَن عقلاء بر اين تعلق گرفته است كه درصورت علم تفصيلي به مورد ديگر توجهي نمي‌كنند يعني به آن مورد ديگر در مقابل علم تفصيلي ـ چون علم اجمالي ساقط مي‌شود ـ توجهي ندارند سواءٌ اينكه علمَين ما هردو علم حقيقي باشند يا علم تنزيلي باشند، اصلين مثبتين باشند يا مختلفين باشند؛ يكي از آنها اصل باشد و ديگري علم يااينكه ...، در تمام اين احوال حكم در اينجا حكم واحد است.

  • بعد ايشان مي‌فرمايند که حالا درصورتي‌كه علم تفصيلي ما بر علم اجمالي متقدم باشد ... بحث گذشته راجع به تقارن بين علم اجمالي و علم تفصيلي بود، درست در وقتي كه علم اجمالي در يك مورد منعقد است در همان وقت علم تفصيلي نسبت به تنجّز يكي از إناء محرز مي‌شود. اين مسائل در اينجا پيش می‌آيد، در اينجا چون علم مقارن هست در حين تأثير يكي بر موضوع، ديگري مي‌خواهد اثر بگذارد و اجتماع مثلين مي‌شود يكي بايد ساقط بشود و چون زور علم اجمالي به علم تفصيلي نمي‌رسد لذا او از حجيت ساقط مي‌شود و آن ثبوت تعبدي می‌شود نه ثبوت تكويني، حالا اگر علم تفصيلي ما اول بود بعد علم اجمالي طاری بر اين علم تفصيلي شد؛ اول علم تفصيلي داريم که اين إناء نجس است بعد فردا علم اجمالي حاصل شد كه اين يا اين متنجّس به نجاست دیگر شده است. دراين‌صورت حكم چيست؟! ايشان مي‌فرمايند كه مطلب از دو حال خارج نيست؛ يا بايد قائل باشيم براينكه اين اثر علمِ به نجاست أحد الإنائین كه وجوب احتراز باشد به نفس حدوث علم به نجاست أحد الإنائین أو بِنجاسةِ المتیقّن باقي است. يعني ترتّب آثار بر علم به‌مجرد نفس حدوث علم است ثبوتاً لا بقاءً، به‌مجرد اينكه علم به نجاست أحد الإنائین پيدا مي‌شود آثار بر او مترتب مي‌شود، تنجّز معلوم در اينجا مترتب بر علم است چون علم حدوثاً حاصل شده است! حالا بقائاً نه؛ يعني مترتب بر آن علم بقائاً نيست، به نفس حدوث علم به نجاست اين إناء يا به نفس حدوث علم اجمالي به نجاست أحد الإنائین ، آثار مترتب بر علم كه وجوب احتراز است إلی أبد الآباد مطلقاً مترتب مي‌شود. خب دراين‌صورت مسئله از چه قرار مي‌شود؟! اگر ما دو إناء داشته باشيم همين كه علم اجمالي پيدا مي‌كنيم به اينكه أحد الإنائین نجس است اين علم اجمالي موجب احتراز از كليهما مي‌شود ولو اينكه يكي از اين دو از اين صحنه خارج بشود و ازبين برود.