جلسه ۲۹۰
4بنابراين علم تفصيلي سابق آن علم اجمالي را از تنجّز ساقط میکند چون تحصيل حاصل است؛ ديروز علم تفصيلي موجب احتراز از هذا الإناء شد و تمام شد، حالا ديگر احتراز روی احتراز نداريم! شارع ميگويد که از ديروز بايد احتراز كني امشب هم بايد احتراز كني! فردا هم آقازاده ميآيد در اينجا يك كار ديگر میکند (بول میکند) خلاصه اين را مؤكد میکند! اين مسئله ديگر احتراز ندارد چون آن احتراز إلی أبد الآباد هست و اگر صد مرتبه دوباره علم اجمالي حاصل بشود فايده ندارد چون احتراز تعلق به اين گرفته است و اين احتراز هم هست، پس علم اجمالي ديگر از حجيت ساقط ميشود و وقتي از حجيت ساقط شد، اتيان طرف مقابل بلا اشكال ميشود؛ يعني طرف مقابل ميشود اتيان بشود، اين درصورتي است كه ما مبنا را ترتّب آثار علم بهمجرد حدوث بدانیم.
حالا اگر نه، ايشان ميفرمايند كه اگر ترتّب آثار مبتني بر علم باشد حدوثاً و بقائاً يعني علم هم باقي باشد، يعني درصورت عدم بقاء، آثار بر اين مورد ما مترتب نميشود، اگر اينطور باشد مسئله به زمان تقارن برميگردد. چطور؟! مسئله اينجاست كه اين علم تفصيلي الآن در اينجا موجب تنجّز اين إناء است، علم اجمالي فردا حاصل ميشود بر اینکه أحدهما مُتنجّس بِنجاسةٍ اُخریٰ، خب اين علم اجمالي مجدد و اين علم تفصيلي مجدد هردو باهم در مورد اين مورد بهخصوص تعارض ميكنند، هم علم تفصيلي در اينجا نسبت به اين مورد باقي است و آثار مترتبۀ بر اين علم تفصيلي احتراز از هذا الإنائین است، از آنطرف علم اجماليِ مجدد هم موجب احتراز است چون آنهم علم اجمالي است و هم از نظر حدوث و هم از نظر بقاء هردو مترتب بر خود حدوث و بقاء است يعني آثار مترتب بر حدوث و بقاء علم اجمالي است. ما هم كه الآن بالفعل و بالعيان علم اجمالي را داريم پس هم علم تفصيلي الآن ميخواهد در اين ایجاد تنجّز كند هم علم اجماليِ طاری ميخواهد در اين ايجاد منجّز كند. اين همان اجتماع حكمين مثلين است، هردو ميخواهند منجّز باشند.

