جلسه ۲۹۱
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
بحث فرق بین اقتران دو علم و سبقت و تأخّر یکی از آن دو در کلام مرحوم آقای حکیم
بحث راجع به فرق بین اقتران دو علم و سبقت و تأخّر یکی از آن دو در کلام مرحوم آقای حکیم بود؛ بیانشان این بود که اگر دو علم که یکی علم اجمالی و دیگری علم تفصیلی است چنانچه مقترن باشند لازمۀ اقتران، تعارض بین علمین است و تعارض علمین موجب تنافی در اجتماع حُکمین متماثلین است و اجتماع حکمین متماثلین چون ممتنع است بنابراین تنجیز علمین متقارنین هم ممتنع است و به لحاظ منجّزیت علم تفصیلی نسبت به مورد خاص، دیگر نوبت به علم اجمالی نخواهد رسید پس انحلال، انحلال تعبّدی و حکمی خواهد بود. ولی درصورتیکه در زمان تعلق علم اختلاف باشد؛ علم در یک زمانی تعلق به یک شیء گرفته است و در زمان ثانی، علم دیگری به امر دیگر تعلق گرفته است حالا اول علم تفصیلی بعداً علم اجمالی است یا اول علم اجمالی بعداً علم تفصیلی است.
در باب علم تفصیلی چنانچه مقدّم باشد دو صورت را تصویر کردند؛ صورت اول اینکه نفس علم موجب تنجّز حکم است ولو بَلَغَ ما بَلَغ سواءٌ اینکه این علم باقی باشد یااینکه علم منتفی بشود این یک مسئله است. روی این جهت این تعلق علم تفصیلی به یک مورد خاص موجب میشود که وجوب احتراز نسبت به این مورد خاص مُعبّد بشود، وقتی که معبّد شد بنابراین دیگر آن علم اجمالی طاری بر این علم تفصیلی نمیتواند حاکم باشد. چرا؟! چون لازمهاش اجتماع حکمین متماثلین خواهد بود. حکم او نسبت به این مورد خاص اگر بخواهد باشد تحصیل حاصل میشود، نسبت به مورد دیگر اگر بخواهد باشد، لازمهاش این است که ما علم اجمالی را منجِّز بدانیم درحالیکه در آن مورد متعلَّق علم تفصیلی دیگر یکی از طرفین علم اجمالی نیست.
حالا اگر منجّزیت علم زماناً و استمراراً دائر مدار بقاء علم است؛ خود آن علم باقی باشد، اگر اینطور باشد وقتی که علم تفصیلی بر یک امر متیقّن تعلق میگیرد تا زمان تعلق علم اجمالی این به منجّزیتش باقی است. در زمانی که علم اجمالی در اینجا میآید، بین علم تفصیلی و علم اجمالی در مورد متیقّن تعارض میشود و با وجود علم تفصیلی چون بر علم اجمالی از نقطهنظر ظهور حاکم است دیگر نوبت برای علم اجمالی نمیماند.

