جلسه ۲۹۲
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
با بياني كه گذشت عرض شد كلام مرحوم آقاي حكيم مبنی بر حكايت از انحلال علم اجمالي تعبدي لا تكويني خالي از اشكال نيست. اشكالي كه بر عدم انحلال علم اجمالي به صورت مقرّره در بيان آقاي حكيم بود عرض شد.
تأمل در کلام مرحوم حکیم بر انحلال علم اجمالي تعبداً لا تكويناً
و اما برفرض انحلال اينكه ايشان فرمودند که علم اجمالي تعبداً لا تكويناً در اينجا منحل ميشود، در اين مسئله هم كلام ايشان محل تأمل است. زيرا درصورت امتناع اجتماع حكمين مثلين و متماثلين، اين امتناع اجتماع، تكويناً حكايت از امتناع تعلق تكليف به آن اطراف علم اجمالي میکند زيرا مسئلۀ امتناع مسئلۀ تكوين است، مقصود از انحلال علم اجمالي اگر رفع نفس علم اجمالي است، كه علم اجمالي فيحدّنفسه ازبين ميرود و به شك بدوي متبدّل ميشود، هم درصورت تعلق علم بعد العلم اجمالي به علم تفصيلي محقق است و هم درصورت تعلق علم تفصيلي به أحد الأطراف محقق است، نه به نفس متعلق علم اجمالي. چون يك وقت علم اجمالي سابق بر علم تفصيلي است و علم تفصيلي به نفس مورد و متعلق علم اجمالي تعلق ميگيرد يعني أحد الإنائین المتنجّسین المرددین علم تفصيلی به همان إناء مردّد تعلق ميگيرد، طبعاً وقتي به او تعلق گرفت علم اجمالي منحل ميشود يعني وقتي كه ما علم اجمالي به أحد الإنائين متنجسين داریم بعد علم تفصيلي بر همان إناء مردّد قائم بشود يعني آن إناء متنجّس مردد هذا الإناء است خب طبعاً علم اجمالي منحل ميشود و ديگر موردي براي علم اجمالي نميماند، نه بهنحو شك بدوي و تبدّل به شك بدوي و نه بهنحو غير تبدّل به شك بدوي كه مِن أصله اصلاً علم اجمالي منحل بشود. چون در اطراف علم اجمالي وقتي كه يك مورد از طرف علم اجمالي بيرون بيايد و به مقدار آن نجاست متعلقه، از اطراف علم اجمالي خارج بشود در اينجا نسبت به باقي اطراف، شك متبدّل به شك بدوي است؛ يعني مثلاً اگر يك مقداري از ثوب نجس باشد و انسان مثلاً نسبت به ده سانت در ده سانت از يك ثوب را در بين اطراف مشتبه به نجاست علم داشته باشد، خب حالا اگر انسان تنجّسش را به همان مقدار اطراف علم اجمالي تطهير كرد، الآن نسبت به آن نجاست اوليٰ، شك شك بدوي است و اصلاً علم اجمالي بهطورکلی ساقط ميشود و انحلال پيدا میکند چون علم اجمالي درصورتي قائم بود كه ده سانت در ده سانت از اين ثوب در بين اطراف، مجهول الهويه بود و الآن كه بهاندازۀ ده سانت يك نجس را ما از اين ثوب تطهير كرديم ديگر آن علم اجمالي اول نسبت به ده سانت در ميان همۀ ثوب، ديگر الآن باقي نيست چون ممكن است همین ده سانتي كه الآن در اينجا تطهير شده است همان طرف براي علم اجمالي مجهول بود كه موجب اجتناب از جميع اطراف ثوب بود.

