جلسه ۲۹۳
5تلمیذ: فرض میکنیم بین اینجا و اکرام زید به یک حیثیّت و اکرام زید به حیثیّت دیگر موجب تغییر حکم میشد آنجا همان نجاستین است نه نجاستٌ واحده.
استاد: باشد.
تلمیذ: فرق میکند در نجاستین موجبین در قضیه هست.
استاد: ببینید ما یک قطره دم داریم و آن نجاستی که به قطرۀ دم متعلق است الآن بر این إناء ثابت شده است، حالا ما دو قطره دم داریم، حالا که دو قطرۀ دم داریم آیا این دو قطرۀ دم، دو جعل متفاوت را اقتضاء میکنند؟! یعنی این قطرۀ اول که آمد بر این إناء افتاد جعل احتراز از این إناء شد، ثانیۀ بعد قطرۀ دوم افتاد یک جعل دوم آمد تعلق گرفت، در مرتبۀ ثالث قطرۀ ثالثه در این إناء واقع شد بگوییم که جعل ثالث تعلق گرفت، این معنی ندارد! یک جعل داریم. همینکه قطره آمد و این نجس شد این واجب الاحتراز شد، این وجوب احتراز مربوط به نجاست است، حالا آن نجاست هرچه میخواهد باشد؛ نجاست دم باشد، نجاست بول باشد، نجاست خمر باشد، دیگر در مورد نجاست فرقی نمیکند. این نجاست، نجاست است. شارع گفت که باید از این بهخاطر این تنجّس احتراز بشود.
حیثیت دیگر میماند؛ حیثیت ممکن است حیثیت غصبیه باشد که اصلاً از نقطهنظر تعلق حکم، موضوع از نقطهنظر حکم مختلف است. آن به نجاست کاری ندارد، ولو فُرض اینکه این طاهر هم باشد مِن حیث أنّه مغصوبٌ یَجبُ الاحتراز عنه به طهارت و اینها کاری ندارد. یعنی از نقطهنظر حکم، شارع حکم را براساس نجاست، براساس غصبیت، براساس ضرر برده است و اصلاً ممکن است نه نجس باشد و نه غصب باشد بلکه مضّر به حال انسان باشد.
جعل احکام بر اساس تنوع انواع، نه براساس موجب خارجی
بنابراین احکام بر اساس تنوع انواع جعل میشوند، نه براساس موجب خارجی که آن شیئی که موجب خارجی هست آیا بول است یا دم است؟! یعنی از نقطهنظر مصداقیت آن مصداق دیگر فرقی نمیکند. نجاسات یک باب دارد، غصب یک باب برای خودش دارد، اضرار یک باب دارد و سایر آن امور موجب احتراز هر کدام برای خودشان یک باب جدا دارند. بنابراین با وجود علم تفصیلی به نجاست هذا الإناء اصلاً دیگر جعل ثانی معنا ندارد.

