جلسه ۲۹۴
توضیحات:
الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقرير 1: العلم الإجماليّ
جلسه ۲۹۴
4بنابراین در مرتبۀ تشریع، نزول اسماء کلیۀ الهی است همانطور که نزول اسماء کلیۀ الهی در مرتبۀ تکوین مقتضی تعیّنات خارجی است لذا ما میگوییم که تشریع باید عیناً مطابق با تکوین باشد، یعنی این دو قضیه منطبق بر هم باشند، نظام عالمِ تکوین که نزول اسماء و صفات کلیه الهی است، نظام تشریع هم باید منطبق بر نظام تکوین باشد فلهذا اگر شارع انسان را به یک تکلیفی امر کند که از نقطهنظر سعه و از نقطهنظر تحمل مافوق تحمل مکلف باشد در اینجا این تکلیف لغو خواهد بود چون این تشریع منطبق و مطبّق بر نظام تکوین نیست.
انطباق مسئلۀ تشریع با عالم تکوین یک اصل مهم در استنباط
این یک مسئلۀ خیلی مهمی است؛ این یک اصل فقهی و یک مبنای فقهی است که بسیاری از اشکالات فقهی بهواسطۀ این مبنا حل میشود و اگر ما از این نقطهنظر روی این مسئله کار کنیم به یک نتایج بسیار عالی میرسیم؛ یعنی یکی از اصول استنباطی ما را انطباق مسئلۀ تشریع با عالم تکوین تشکیل میدهد، این یک اصل مهم در استنباط است.
فرق بین حال کدورت و قبض
اگر شما عملی را انجام بدهید که در آن عمل احساس کدورت کنید قطعاً این عمل مُمضای شارع نیست زیرا مبنای شارع بر نورانیت، بر انبساط، بر سعه و بر اهتداء است. احساس کدورت و ظلمت نیست. احساس قبض یک مسئلۀ دیگری است که ممکن است برای انسان حاصل بشود اما اگر شخصی تشخیص بین قبض و بین ظلمت و کدورت را بدهد و برای او این دو مطلب کاملاً متفاوت باشد باید قطعاً دنبال این مسئله برود که علت و سبب برای این کدورت و ظلمت نفسانی چه بوده است؟ میتواند از اینجا پی ببرد به اینکه این حکم و این تکلیف قطعاً مورد رضای شارع نیست. حالا آن عدم ممضائیت و رضا یا به مرتبۀ حرمت میرسد یا به مرتبۀ کراهت میرسد، که آن یک راه خاص به خودش را دارد. این انطباق نظام تشریع و تکوین، نزول اسماء کلیه الهی است و جمع بین صفات و آن اسماء است.

