جلسه ۲۹۴
3این مرتبه که از آن تعبیر به مرتبۀ علل تنجّز یا علل فعلیّت میشود در او تقدّم و تأخّر معنا دارد ولی نسبت به اصل جعل در مقام انشاء این تقدّم و تأخّر اصلاً معنا ندارد بنابراین وقتی که حکمی جعل بشود منبابمثال راجع به حرمت اتیان یا حرمت تناول نجس، این قضیه در تقدّم و تأخّر علل موجبۀ برای تنجّز دیگر دخالت نمیکند. اجتناب از نجس واجب است حالا چه این اجتناب در امروز اتفاق بیفتد و مبتلابه امروز باشد یا ابتلاء در اسبوع بعد باشد یا در اسابیع بعد باشد، از نقطهنظر حکم جعلی و حکم انشائی در مقام انشاء هیچ تفاوت و اختلافی نیست.
بله! ممکن است یک حکم در مقام تنجّز زود بلاغ بشود و حکم دیگر دیرتر ابلاغ بشود، این در مقام تنجّز اختلاف رتبه از نقطهنظر تقدّم و تأخّر زمانی صادق است ولی از نقطهنظر جعل این مسئله صادق نیست.
نزول اسماء کلیۀ الهی در مرتبۀ تشریع
حالا بحثی که راجع به امتناع اجتماع حکمین مثلین است، ما باید این مطلب را در مقام تنجّز یا در مقام انشاء لحاظ کنیم؟! در مقام انشاء معنا ندارد فرض کنید که شارع اجتناب از خمر یا اجتناب از تنجّس را واجب کرده است، در همان ظرف اجتناب از خمر یا اجتناب از تنجّس، اجتناب از غصب را هم واجب کرده است. در همان ظرف یعنی در همان مرتبه که مرتبۀ جعل است احتراز از اضرار را هم واجب کرده است در آنِ واحد؛ نه مقصود آنِ زمانی است چون مرتبۀ جعل مافوق زمان است، عالم جعل و عالم تشریع مشمول قاعدۀ زمان نیست بلکه در عالم ملکوت و احکام صادرۀ از مراتب اسماء و صفات کلیۀ الهی است یعنی تشریع به مقتضای تکوین، مرتبۀ نزول اسم رحمت و اسم قهاریّت و اسم ربّیّت و صفت ربّیّت که جنبۀ تربیت و تکاملی انسان را دارد از این اسماء و صفات کلیه است که تشریع از اینها تنازل پیدا میکند. به مقتضای جنبۀ ربّیّت است که احکام و تکالیف نسبت به بندگان وجود پیدا میکند، به مقتضای جنبۀ رحمانیّت و عطوفت است که احکام مربوط به انفاق، صدقه، صلهرحم و امثالذلک وجود پیدا میکنند. به مقتضای آن اسماء کلیۀ جمالیه است که حکم به وجوب صلات و حکم وجوب صُوم و ضیافت الله و نزول انوار بر مُصلّی در هنگام صلات تنازل پیدا میکنند.

