جلسه ۲۹۵
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
مرحوم آقای حکیم بعد از بیان انحلال علم اجمالی تعبّدی و حکمی، یک اشکال را هم مطرح میکنند و جواب آن اشکال را از لابهلای مضمون مطالب گذشته به آنها ارجاع میدهند. آن اشکال این است که اگرچه در علم اجمالی درصورت وجود علم تفصیلی نسبت به أحد الإنائین انحلال حکمی بر مورد، اجرا میشود ولی در اینجا ممکن است ما علم اجمالیهایی داشته باشیم که آن علم اجمالیها انحلال پیدا نکنند و به حال خودشان باقی باشند.
ایشان راجع به کیفیت تعلق تکلیف و استمرار تکلیف میفرمایند که تکلیف درصورتیکه تعلق بگیرد به یک امری که آن امر ممکن است استمراراً در یک محدودۀ از زمان قرار بگیرد، به مقدار حصص آن مکلفٌبه تکلیف وجود دارد مثلاً امر به جلوس فی المسجد ساعةً یا امر به اجتناب از نجس در مدت حیات و عمر باشد، در اینجا تکلیف وجوب جلوس در مسجد به تکالیف متعدده منحل میشود و به مقدار هر حصۀ از جلوس یک تکلیف جدا نسبت به این تعلق میگیرد. نسبت به این یک ساعت یک تکلیف، نسبت به ساعت ثانی تکلیف دیگر، نسبت به ساعت ثالثه تکلیف دیگر، و در طول یک روز بیست و چهار تکلیف در اینجا تعلق گرفته است چون روز بیست و چهار ساعت است.
البته منظور از تعلق تکلیف در اینجا مسئلۀ لحاظ آن حصه بهعنوان قید در تعلق تکلیف بهنحو انحلال نیست، اینکه به این نحو که این یک ساعت اولیٰ بهعنوان قید در تکلیف ملحوظ بشود یعنی مولا عبد را به جلوس به این یک ساعت بهخصوص امر کرده است، بعد دوباره عبد را به جلوس در ساعت ثانیۀ بهخصوص امر بکند، بر این مسئله دلیلی وجود ندارد که بهخصوص این یک ساعت و بهخصوص ساعت ثانیه و بهخصوص ساعت ثالثه امر کرده باشد و در اینجا بهعنوان ساعت ثالثه قید برای تکلیف باشد، برای یک همچنین چیزی باید دلیل داشته باشیم و دلیل نداریم. نه، از نقطهنظر انطباق نفس طبیعت مهمله در مصادیق خارجی بهنحویکه تکلیف بر این یک ساعت تعلق گرفته است، آن تکلیف با تکلیفی که بر ساعت ثانیه تعلق گرفته است فرق میکند و آن تکلیف با تکلیفی که بر ساعت ثالثه است تفاوت دارد چون إناء زمان متدرّجُ الحصول است بنابراین مثل این میماند که مولا یک نواری را قرار داده است بعد هم برایش یک تایمری گذاشته است ـ تایمر یک وسیلهای است که در این وسیله وقت میآید و مشخص میشود ـ در ساعت اول میگوید که إفعل، بعد این تایمر میآید در ساعت دوم باز آن شریک و نوار مولا میگوید که إفعل، بعد دوباره میآید به ساعت سوم میگوید که إفعل، همینطور تا بیست و چهار ساعت تمام میشود. پس این تکلیف به تکالیف متعددهای منحل است که برای هر ساعت یک تکلیف خاص به خودش هست.

